بیشتر شهابسنگهایی که به زمین رسیدهاند، منشأشان کمربند سیارکی میان مریخ و مشتری است. اما حدود هزار شهابسنگ داریم که از ماه و مریخ آمدهاند؛ احتمالاً به دلیل برخورد شهابسنگها به سطح این اجرام و پرتاب شدن تکههایی از آنها به سوی زمین.
از نظر فیزیکی، ممکن است چنین پرتابهایی از عطارد هم به زمین برسند، چون عطارد نیز جرمی سنگی و نزدیک به زمین است. با این حال، تاکنون هیچ شهابسنگی بهطور قطعی منشأیافته از عطارد شناخته نشدهاست؛ و این موضوع به یک معمای دیرینه تبدیل شده است.
در پژوهشی جدید که من و همکارانم انجام دادیم، دو شهابسنگ شناسایی کردیم که احتمال دارد منشأی عطاردی داشته باشند. اگر این فرضیه تأیید شود، این سنگها میتوانند پنجرهای نادر به تاریخچهی شکلگیری و تکامل عطارد بگشایند و دیدگاه ما دربارهی نزدیکترین سیاره به خورشید را دگرگون کنند.
از آنجا که عطارد بسیار به خورشید نزدیک است، انجام مأموریت فضایی برای نمونهبرداری از سطح آن بسیار پیچیده و پرهزینه خواهد بود. بنابراین، دریافت طبیعی تکههایی از آن میتواند تنها راه عملی برای بررسی مستقیم سطح عطارد باشد — و چنین کشفی از نظر علمی ارزش فوقالعادهای دارد.
دادههای مأموریت «Messenger» ناسا، ترکیب سطحی عطارد را بهطور غیرمستقیم آشکار کردهاند. این دادهها نشاندهندهی حضور کانیهایی مانند پلاژیوکلاز غنی از سدیم (مانند آلبیت)، پیروکسن کمآهن (مثل انستاتیت)، الیوین کمآهن (مانند فورستریت) و کانیهای سولفیدی مانند اولدهامیت هستند.
شهابسنگ Northwest Africa (NWA) 7325 در ابتدا بهعنوان نمونهای احتمالی از عطارد پیشنهاد شد، اما ترکیب کانیشناسی آن، شامل پیروکسن غنی از کروم و حدود ۱٪ آهن است که با ترکیب تخمینی سطح عطارد چندان همخوانی ندارد. به همین دلیل، ارتباط آن با عطارد مورد تردید قرار گرفت.
شهابسنگهای «آوبرایت» نیز بهعنوان نمونههایی احتمالی از عطارد پیشنهاد شدهاند. مدلسازیهای جدید در مورد شکلگیری آنها نشان میدهد که ممکن است منشأشان جرمی سیارهمانند با قطر تقریبی ۵۰۰۰ کیلومتر (مشابه عطارد) باشد که از این فرضیه پشتیبانی میکند.

(اعتبار تصویر: استیو جوروتسون و استفان رالف)
اگرچه آوبرایتها از نظر شیمیایی و طیفی (مطالعهی تجزیهی نور) شباهت چندانی با سطح عطارد ندارند، اما فرض شده که ممکن است از لایهی گوشتهی کمعمق عطارد منشأ گرفته باشند. با وجود تلاشهای فراوان، هنوز هیچ شهابسنگی بهطور قطعی به عطارد نسبت داده نشده است.
در مطالعهی اخیر، ویژگیهای دو شهابسنگ غیرمعمول بهنامهای Ksar Ghilane 022 و Northwest Africa 15915 را بررسی کردیم. به نظر میرسد این دو نمونه با یک منشأ مشترک مرتبط باشند. ترکیب کانیشناسی و سطحی آنها نیز شباهتهایی جالب با پوستهی عطارد دارد، و همین مسئله ما را به سمت فرض منشأ عطاردی سوق داده است.

(اعتبار تصویر: جرد کالینز)
هر دو شهابسنگ دارای الیوین و پیروکسن، مقدار کمی پلاژیوکلاز آلبیتی و اولدهامیت هستند — ترکیباتی که با ترکیب تخمینی سطح عطارد همخوانی دارند. همچنین ترکیب اکسیژن آنها با آوبرایتها مطابقت دارد. این شباهتها باعث میشود این نمونهها نامزدهایی جدی برای منشأ داشتن از عطارد باشند.
با این حال، تفاوتهای مهمی هم وجود دارد. هر دو شهابسنگ فقط مقادیر اندکی پلاژیوکلاز دارند، در حالی که تخمین زده میشود سطح عطارد بیش از ۳۷٪ پلاژیوکلاز دارد. افزون بر این، برآورد میشود که سن این نمونهها حدود ۴۵۲۸ میلیون سال باشد، که بهمراتب از قدیمیترین واحدهای سطحی شناختهشدهی عطارد (حدود ۴۰۰۰ میلیون سال) قدیمیتر است.
اگر این شهابسنگها واقعاً از عطارد آمده باشند، احتمالاً نشاندهندهی موادی از آغازینترین دوران عطارد هستند که دیگر در سطح امروزی سیاره باقی نماندهاند.
آیا روزی واقعاً خواهیم دانست؟
نسبت دادن یک شهابسنگ به سیاره یا ماه خاص، کاری بسیار دشوار است. بهعنوان مثال، بررسیهای آزمایشگاهی بر روی نمونههای مأموریت آپولو این امکان را فراهم کرد که شهابسنگهای پیدا شده در صحراها را با نمونههای ماه تطبیق دهند. شهابسنگهای مریخی هم از طریق تطبیق ترکیب گازهای درونشان با دادههای کاوشگرها از جو مریخ شناسایی شدند.
تا زمانی که به عطارد سفر نکنیم و نمونهای از آن به زمین نیاوریم، تأیید منشأ شهابسنگ از عطارد بسیار دشوار باقی خواهد ماند.
مأموریت فضایی «BepiColombo» متعلق به آژانسهای فضایی اروپا و ژاپن، اکنون در مدار عطارد قرار دارد و بهزودی دادههایی با وضوح بالا ارسال خواهد کرد. این دادهها ممکن است به تعیین منشأ نهایی شهابسنگهای Ksar Ghilane 022 و Northwest Africa 15915 کمک کند.

(اعتبار تصویر: ناسا / آزمایشگاه فیزیک کاربردی دانشگاه جانز هاپکینز / مؤسسه کارنگی واشنگتن)
اگر شهابسنگهایی از عطارد کشف شوند، میتوانند پاسخگوی بسیاری از پرسشهای علمی حلنشده باشند — از جمله سن و تکامل پوستهی عطارد، ترکیب کانیشناسی و ژئوشیمیایی آن و ماهیت گازهایش.
با این حال، منشأ این نمونهها احتمالاً همچنان موضوعی بحثبرانگیز در جامعهی علمی باقی خواهد ماند. ارائههایی در این باره در نشست آیندهی انجمن شهابسنگشناسی در سال ۱۴۰۴ در استرالیا برنامهریزی شدهاند. ما مشتاق بحثها و پژوهشهای آیندهایم که بتوانند منشأ احتمالی این نمونهها را بیشتر روشن کنند.
فعلاً تنها کاری که از دستمان برمیآید، حدسهای علمی و منطقی است.
شما چه فکر میکنید؟