به عنوان مثال، سازمان ملی فضایی چین (CNSA) را در نظر بگیرید با برنامه‌ی اکتشاف ماه چین (CLEP). اگر درباره اهداف این برنامه تردیدی دارید، کافی‌ست نگاهی به لوگوی آن بیندازید: یک هلال ماه طراحی‌شده که دو رد پا در مرکز آن دیده می‌شود.

این لوگو طوری طراحی شده که شبیه نویسه چینی «ماه» هم باشد، که به‌نظر من ایده‌ای بسیار هوشمندانه است.

همان‌طور که در برنامه ناسا و پروژه آرتمیس دیده‌ایم، اعلام طرح‌ها آسان است اما اجرای آن‌ها کمی دشوارتر. با این حال، چینی‌ها در مدت‌زمانی کوتاه، دستاوردهای قابل‌توجهی داشته‌اند.

در 2 آبان 1386، چین ماموریت چانگ‌ئه ۱ (Chang’e 1) را که به نام الهه سنتی ماه نام‌گذاری شده بود، به فضا فرستاد. این اولین پرتاب از فاز اول این برنامه بود که فقط بر ماموریت‌های مداری تمرکز داشت. این مدارگرد موفق شد نقشه‌ای دقیق از تمام سطح ماه تهیه کند و مناطق فرود بالقوه را برای آینده شناسایی کند.

سه سال بعد، چانگ‌ئه ۲ (Chang’e 2) به فضا پرتاب شد که همان ماموریت را با جزئیات بیشتر انجام داد، و سپس به سراغ سیارک 4179 Toutatis رفت تا سیستم‌های فرماندهی و ارتباطی آژانس را آزمایش کند.

در سال 1391، چینی‌ها با پرتاب چانگ‌ئه ۳ سطح بازی را بالا بردند (الگوی نام‌گذاری را احساس می‌کنید؟). این نخستین فرود نرم چین روی سطح ماه بود. این ماموریت نیز با موفقیت همراه بود، به‌ویژه با استقرار یک ماه‌نورد کوچک به نام یوتو (Yutu).

این ماموریت آن‌قدر موفقیت‌آمیز بود که باعث شد پرتاب چانگ‌ئه ۴ به تعویق بیفتد تا قابلیت‌های بیشتری به آن اضافه شود. در 13 دی 1397 این فضاپیما به حوضه قطب جنوب-آیتکن در سمت پنهان ماه رسید و ماه‌نورد یوتو-۲ را نیز با خود به آنجا برد؛ این نخستین بار در تاریخ بود که ماه‌نوردی در سمت پنهان ماه فرود می‌آمد.

مرحله بعد، فاز سوم، شامل دو ماموریت بازگشت نمونه‌ی رباتیک بود. اولین ماموریت تنها یک آزمایش بود، اما ماموریت دوم، چانگ‌ئه ۵، در آبان 1399 پرتاب شد و با ۱۷۳۱ گرم خاک ماه به زمین بازگشت – نخستین نمونه‌هایی که پس از دوران آپولو به زمین رسیدند.

آخرین ماموریت، همان‌طور که حدس زدید، چانگ‌ئه ۶ بود که در 14 اردیبهشت 1403 پرتاب شد. این ماموریت کامل بود: فرودگری دیگر در همان حوضه قطب جنوب-آیتکن، بازگشت موفق نمونه‌هایی از سطح ماه، و ماه‌نورد جدیدی به نام جینچان (Jinchan) برای ادامه اکتشاف در سمت پنهان ماه؛ چون به نظر می‌رسد از این بخش پنهان سیر نمی‌شویم!

با وجود همه این موفقیت‌ها، همه‌ی ماموریت‌ها تاکنون رباتیک و بدون سرنشین بوده‌اند. ماموریت‌های بعدی، چانگ‌ئه ۷ (در سال 1405) و چانگ‌ئه ۸ (در دو سال بعد)، قرار است مقدمات حضور انسان را فراهم کنند، با ساخت نوعی پایگاه رباتیک شامل فرودگرها و ماه‌نوردها، در حالی که مدارگردها از بالا وضعیت را پایش کرده و ارتباطات را به زمین ارسال می‌کنند. هدف، آزمایش یکی از مهم‌ترین جنبه‌های پایگاه‌های قمری آینده است: ISRU.

ISRU سرواژه‌ی عبارت “استفاده درجا از منابع محلی” است. این اصطلاح را زیاد در بحث‌های مربوط به ماه، مریخ و فراتر از آن خواهید شنید. ایده اصلی ساده است: پرتاب منابع به ماه بسیار پرهزینه است… واقعاً پرهزینه. و اگر بخواهیم پایگاهی واقعی در ماه بسازیم، به حجم عظیمی از منابع مانند هوا، آب، غذا و سازه‌ها نیاز داریم. بنابراین راه‌حل هوشمندانه‌تر این است که از خاک ماه – یا همان رِگولیت – برای ساخت سازه‌ها و استخراج منابعی مانند آب استفاده کنیم. شاید نتوانیم کل یک پایگاه قمری را با چاپ سه‌بعدی از خاک ماه بسازیم، اما هرچه بیشتر از منابع محلی استفاده کنیم، شانس ما برای سکونت طولانی‌مدت بهتر خواهد بود.

بعد از این مرحله، برنامه‌های چین کمی مبهم‌تر می‌شوند. آن‌ها اعلام کرده‌اند که قصد دارند در سال 1408 یا 1409 یک ماموریت انسانی به ماه بفرستند. این ماموریت نیازمند یک موشک بسیار قدرتمندتر از توان فعلی آن‌هاست، به نام لانگ مارچ ۱۰ (Long March 10) که در حال توسعه است. این موشک را می‌توان همتای چینی SLS یا Atlas V دانست؛ وسیله‌ای یک‌بار مصرف برای حمل بارهای سنگین به سمت ماه. طبق برنامه، این موشک می‌تواند ۷۰ تن بار را به مدار پایین زمین و ۲۷ تن را به سوی ماه پرتاب کند.

با این حال، حتی با این ظرفیت، ماموریت انسانی به ماه نیازمند دو پرتاب جداگانه خواهد بود: یکی برای فرودگر و دیگری برای فضاپیمایی که فضانوردان را به ماه می‌برد. این خدمه چند روزی را روی ماه سپری کرده، به انجام آزمایش‌های علمی و پروازی خواهند پرداخت (نه فقط تماشای سنگ‌ها!)، و سپس به زمین بازمی‌گردند. یک بازآفرینی از سبک ماموریت‌های آپولو – که هرچند تکرار باشد، از هیچ بودن امروز بهتر است!

همه اجزای این ماموریت – از فضاپیما و فرودگر گرفته تا لباس‌های فضانوردی – هنوز در حال توسعه هستند. مقامات فضایی چین معمولاً اطلاعات زیادی منتشر نمی‌کنند و مانند ناسا، بودجه‌ی آن‌ها به بررسی‌های عمومی و شفاف نمی‌رود. از سوی دیگر، پرتاب‌ها و فعالیت‌های فضایی را نمی‌توان مخفی کرد، پس وقتی کاری انجام می‌شود، متوجه آن می‌شویم. اما این‌که آیا پروژه‌ها از بودجه فراتر رفته‌اند یا با تأخیر و مشکلات فنی مواجه‌اند، اطلاعاتی در دست نیست.

در مورد تاریخ اعلام‌شده‌ی پرتاب سرنشین‌دار در سال 1408 یا 1409 هم، فقط باید صبر کرد و دید چه پیش می‌آید.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *