در این نظامها، هر پنج سال یکبار، مقامات مرکزی اهداف و اولویتهای کشور را برای پنج سال آینده تعیین میکنند؛ اهدافی که میتواند از کاهش مرگومیر نوزادان گرفته تا افزایش بهرهوری کشاورزی را در بر بگیرد. چین، بزرگترین کشوری که همچنان تحت حاکمیت کمونیستها اداره میشود، بهتازگی پانزدهمین برنامه پنجساله خود را منتشر کرده است؛ برنامهای که اولویتهای این کشور را برای سالهای ۲۰۲۶ تا ۲۰۳۰ مشخص میکند. این برنامه که همراه با بیانیهای از سوی «شرکت علوم و فناوری هوافضای چین» (CASC)، غول دولتی صنعت هوافضای این کشور، منتشر شده، اهدافی بسیار جاهطلبانه برای بخش فضایی چین ترسیم میکند.
شاید از نظر فرهنگی مهمترین بخش این اعلامیه، اشاره به پروژه «تیانگونگ کایوو» باشد؛ طرحی برای استخراج منابع معدنی از فضا. نام این پروژه از یک دانشنامه بنیادین متعلق به قرن هفدهم و دوران سلسله مینگ گرفته شده و معنایی نزدیک به «بهرهبرداری از کارهای طبیعت» دارد. تمرکز اصلی این پروژه بر استخراج یخ آب از منابع فضایی است.
بیشتر شرکتهای غربی فعال در حوزه معدنکاری فضایی، بر بازگرداندن مواد کمیاب مانند پلاتین و پالادیوم به زمین تمرکز کردهاند. اما چین رویکرد متفاوتی اتخاذ کرده است. این کشور آب را نهتنها بهعنوان یک نیاز حیاتی برای زیست انسانی، بلکه بهعنوان منبعی برای تولید سوخت موشکی میبیند؛ چراکه میتوان آب را به هیدروژن و اکسیژن تجزیه کرد و از آن بهعنوان سوخت استفاده نمود. برنامه فعلی چین در این زمینه بر مطالعات امکانسنجی متمرکز است و طی پنج سال آینده، آزمایشهای فناورانه مانند متههای رباتیک و پردازش مواد در مدار زمین انجام خواهد شد. هدف نهایی، گسترش این فناوریها و رسیدن به مرحله استخراج صنعتی در آیندهای نهچندان دور است.
از نظر فنی، شاید جاهطلبانهترین بخش این برنامه حتی عملی هم نباشد. در حال حاضر هیجان زیادی پیرامون ایده احداث مراکز داده در فضا شکل گرفته و در این برنامه نیز به ایجاد «زیرساخت دیجیتال فضایی در مقیاس گیگاوات» اشاره شده است. فضا نسبت به زمین مزایایی دارد؛ از جمله دسترسی تقریباً ۲۴ ساعته به نور خورشید و نبود رقابت برای مصرف انرژی با مراکز جمعیتی مانند شهرها. اما یک چالش فنی بسیار بزرگ همچنان حلنشده باقی مانده است: گرما.
اگرچه معمولاً فضا را محیطی «سرد» تصور میکنند، اما مهمتر از آن، خلأ بودن آن است. در زمین، مراکز داده برای جلوگیری از داغشدن بیشازحد پردازندهها، نیازمند سامانههای خنککننده عظیمی هستند که بهطور مداوم هوا یا آب را روی تجهیزات به گردش درمیآورند تا گرمای اضافی دفع شود. اما در فضا، چنین راهکاری وجود ندارد؛ زیرا انتقال گرما از طریق همرفت (جریان هوا یا مایع) در خلأ امکانپذیر نیست. حتی اگر هوا یا آب روی تجهیزات جریان یابد، محیطی وجود ندارد که گرما به آن منتقل شود. تنها راه دفع گرمای ناشی از مصرف انرژی در مقیاس گیگاوات، تابش آن بهصورت امواج فروسرخ است. در عمل، این کار نیازمند رادیاتورهایی در ابعاد زمین فوتبال خواهد بود؛ تجهیزاتی که هیچ سازمان فضایی کنونی توانایی پرتاب آنها را ندارد. حتی چین، با وجود پیشرفتهایش، همچنان با محدودیت ظرفیت حمل موشکهایش روبهروست. از این رو، این هدف بیشتر شبیه چالشی مستقیم برای شرکتهایی مانند اسپیسایکس به نظر میرسد — شرکتی که خود نیز با همین دشواریهای فنی مواجه است — تا یک برنامه واقعبینانه برای تحقق در مدت پنج سال.
حوزه دیگری که چین در آن به رقابت مستقیم با اسپیسایکس و دیگر شرکتهای خصوصی غربی میپردازد، گردشگری فضایی است. چین در این زمینه یک مزیت مهم دارد: این کشور مالک ایستگاه فضایی اختصاصی خود است که میتواند همچون یک «هتل فضایی» میزبان گردشگران باشد؛ مشابه کاری که اسپیسایکس با ایستگاه فضایی بینالمللی انجام میدهد. با این حال، در گام نخست، چین همان مسیری را طی خواهد کرد که اسپیسایکس و بلو اوریجین آغاز کردند: ارسال گردشگران به ارتفاعی بالاتر از «خط کارمان»؛ مرزی که معمولاً بهعنوان آغاز فضا شناخته میشود. در ۱۲ ژانویه، شرکت CAS Space که یک انشعاب تجاری از آکادمی علوم چین است، آزمایش یک وسیله نقلیه گردشگری را انجام داد که قادر است مسافران را به آن ارتفاع برساند.
یکی از مبهمترین اهداف مطرحشده در این بیانیه، تقویت نقش چین در «شکلدهی به مقررات بینالمللی مدیریت ترافیک فضایی» است. در این بخش، دومین اقتصاد بزرگ جهان اعلام میکند که خواهان نقش پررنگتری در تدوین استانداردها و قوانین حاکم بر صنعت فضایی است. از آنجا که این چارچوبها تاکنون عمدتاً توسط کشورهای غربی تدوین شدهاند، هنوز مشخص نیست چین قصد دارد ساختارهای رقیب ایجاد کند یا در چارچوب نظام موجود مشارکت فعالتری داشته باشد تا مسیر آینده زیرساختهای فضایی را تعیین کند.
برنامههای پنجساله در چین نقطهای هستند که اهداف دولتی از حالت نظری خارج شده و تضمین بودجه دریافت میکنند. در این میان، تفاوت وضعیت چین با ایالات متحده چشمگیر است؛ جایی که بودجه ناسا و برنامههای علمی آن بهشدت کاهش یافته است. در حالی که آمریکا با محدودیتهای مالی روبهروست، چین با برنامهریزی منسجم و سرمایهگذاری گسترده تلاش میکند جایگاه خود را در فناوریهایی که مرحله بعدی اکتشافات فضایی را رقم خواهند زد، تثبیت کند.
با نزدیکتر شدن چین به سطح فناوریهای پیشرفته فضایی، بسیاری از شرکتها و نهادهای وابسته به این کشور برای تعیین مسیر خود به این برنامه پنجساله نگاه خواهند کرد. در مقابل، سازمانها و شرکتهایی که امیدوارند در رقابت جهانی باقی بمانند، ناچارند این تحولات را بهدقت زیر نظر بگیرند؛ زیرا آینده صنعت فضا نهتنها در میدان فناوری، بلکه در عرصه سیاستگذاری و سرمایهگذاریهای کلان نیز رقم خواهد خورد.





