در سال ۲۰۱۵، کشف امواج گرانشی نقطه عطفی در تاریخ علم بود؛ کشفی که یکی از پیش‌بینی‌های بنیادین نظریه نسبیت عام آلبرت اینشتین را پس از حدود یک قرن به‌طور تجربی تأیید کرد و انقلابی واقعی در اخترشناسی و فیزیک کیهانی به‌وجود آورد. این امواج می‌توانند میلیاردها سال نوری در کیهان سفر کنند و اطلاعاتی بی‌سابقه درباره خشن‌ترین پدیده‌های عالم در اختیار ما بگذارند.

حدود یک دهه پس از این کشف تاریخی، پژوهشگران دانشگاه آمستردام (UvA) ایده‌ای نوآورانه مطرح کرده‌اند: استفاده از امواج گرانشی به‌عنوان ابزاری جدید برای بررسی یکی از عمیق‌ترین رازهای کیهان، یعنی ماده تاریک. ماده‌ای نامرئی که مستقیماً دیده نمی‌شود، اما اثر گرانشی آن بر کهکشان‌ها، خوشه‌های کهکشانی و ساختار بزرگ‌مقیاس جهان کاملاً مشهود است.

این پژوهش توسط محققان مؤسسه فیزیک دانشگاه آمستردام (IoP) و مرکز GRAPPA (گرانش و فیزیک ذرات اخترفیزیکی آمستردام) انجام شده و نتایج آن در نشریه معتبر Physical Review Letters منتشر شده است. در این مقاله، پژوهشگران روشی پیشرفته برای مدل‌سازی تعامل امواج گرانشی با ماده تاریک ارائه داده‌اند؛ روشی که می‌تواند در آینده به شناسایی غیرمستقیم ماده تاریک کمک کند، البته اگر این ماده واقعاً وجود داشته باشد.

سرپرستی این پژوهش را رودریگو ویسنته، تئوفانس کاری‌داس و جیانفرانکو برتونه بر عهده داشته‌اند. تمرکز اصلی آن‌ها بر سامانه‌هایی به نام مارپیچ‌های با نسبت جرمی بسیار نامتوازن یا EMRI بوده است. در این سامانه‌ها، یک جرم کوچک‌تر مانند یک ستاره نوترونی یا سیاه‌چاله کم‌جرم، به‌دور یک سیاه‌چاله بسیار پرجرم می‌چرخد و به‌تدریج به درون آن فرو می‌ریزد. این فرایند، امواج گرانشی بسیار دقیق و غنی از اطلاعات تولید می‌کند.

مطالعه EMRIها از این جهت اهمیت دارد که مدار این اجرام به‌شدت تحت تأثیر محیط اطراف سیاه‌چاله است. اگر در اطراف یک سیاه‌چاله، توده‌ای از ماده تاریک وجود داشته باشد، این ماده می‌تواند بر حرکت جرم کوچک‌تر اثر بگذارد و در نتیجه، شکل امواج گرانشی تولیدشده را اندکی تغییر دهد. همین تغییرات ظریف، سرنخ‌هایی ارزشمند درباره حضور و توزیع ماده تاریک در اختیار دانشمندان قرار می‌دهد.

تا پیش از این، بسیاری از پژوهش‌ها برای بررسی چنین سامانه‌هایی از مدل‌های ساده و عمدتاً نیوتنی استفاده می‌کردند. اما تیم دانشگاه آمستردام در پژوهش جدید خود، به‌جای این رویکرد ساده‌شده، از چارچوب کامل نسبیت عام بهره برده است. این کار باعث شده که تأثیر محیط اطراف سیاه‌چاله، از جمله ماده تاریک، با دقتی بسیار بالاتر و واقع‌گرایانه‌تر توصیف شود. در واقع، این مطالعه نخستین چارچوب کاملاً نسبیتی برای پیش‌بینی امواج گرانشی ناشی از ادغام سیاه‌چاله‌ها در محیط‌های متنوع به شمار می‌رود.

یکی از جنبه‌های کلیدی این پژوهش، تمرکز بر نواحی متراکم ماده تاریک در اطراف سیاه‌چاله‌های پرجرم است. بر اساس برخی نظریه‌ها، ماده تاریک می‌تواند در نزدیکی سیاه‌چاله‌ها تجمع پیدا کند و ساختارهایی به نام «قله‌ها» یا «توده‌های ماده تاریک» (Dark Matter Spikes) بسازد. پژوهشگران نشان داده‌اند که چنین ساختارهایی می‌توانند اثر قابل تشخیصی بر سیگنال امواج گرانشی داشته باشند؛ اثری که با آشکارسازهای نسل آینده قابل اندازه‌گیری خواهد بود.

در همین راستا، نگاه‌ها به مأموریت آینده آژانس فضایی اروپا (ESA) دوخته شده است. این آژانس قصد دارد حدود یک دهه دیگر، رصدخانه فضایی LISA (آنتن فضایی تداخل‌سنج لیزری) را به فضا پرتاب کند. LISA نخستین رصدخانه فضایی اختصاصی برای مطالعه امواج گرانشی خواهد بود و از سه فضاپیما تشکیل می‌شود که با استفاده از شش لیزر، نوسان‌های بسیار کوچک فضا–زمان را اندازه‌گیری می‌کنند. انتظار می‌رود LISA در طول مأموریت خود بیش از ۱۰ هزار رویداد امواج گرانشی را ثبت کند.

پژوهش جدید نه‌تنها پیش‌بینی می‌کند که LISA و دیگر آشکارسازها چه نوع سیگنال‌هایی ممکن است ببینند، بلکه راهی برای تفسیر دقیق‌تر این داده‌ها نیز ارائه می‌دهد. علاوه بر LISA، آشکارسازهای زمینی مانند LIGO، Virgo و KAGRA نیز می‌توانند در این مسیر نقش مکمل ایفا کنند، هرچند هرکدام به بازه‌های فرکانسی متفاوتی حساس هستند.

«تصویرسازی هنری از سامانه‌های دوتایی سیاه‌چاله‌های فوق‌پرجرم در هستهٔ کهکشان‌ها و امواج گرانشی‌ای که تولید می‌کنند. اعتبار تصویر: NANOGrav / اولِنا شماهالو»

این تحقیق بخشی از یک حوزه رو‌به‌رشد در فیزیک و اخترشناسی است که هدف آن استفاده از امواج گرانشی به‌عنوان ابزاری نوین برای نقشه‌برداری از ماده تاریک در سراسر جهان است. ماده تاریک حدود ۶۵ درصد جرم کل عالم را تشکیل می‌دهد، اما ماهیت آن همچنان ناشناخته باقی مانده است. اگر بتوان اثر آن را در امواج گرانشی ردیابی کرد، گامی بزرگ به سوی درک ترکیب، خواص و حتی ذرات سازنده آن برداشته خواهد شد.

در نهایت، این پژوهش نشان می‌دهد که امواج گرانشی تنها ابزار مشاهده رویدادهای پرانرژی کیهانی نیستند، بلکه می‌توانند به نوعی «حسگرهای کیهانی» تبدیل شوند که ساختار پنهان عالم را آشکار می‌کنند. شاید در آینده‌ای نه‌چندان دور، با شنیدن ارتعاش‌های فضا–زمان، بتوانیم به پاسخ پرسش‌هایی برسیم که دهه‌هاست ذهن دانشمندان را به خود مشغول کرده‌اند؛ پرسش‌هایی درباره ماده تاریک، ساختار جهان و قوانین بنیادین طبیعت.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *