در حالی که جستوجو برای یافتن حیات در مریخ همچنان ادامه دارد، بهویژه پس از شناسایی نشانههای زیستی امیدوارکننده (biosignatures) توسط ناسا در سال گذشته در منطقه Bright Angel، برخی دانشمندان معتقدند که شاید ما همین حالا هم، حدود نیم قرن پیش، حیات را در سیاره سرخ پیدا کردهایم.
بر اساس مقالهای تازه که توسط چهار پژوهشگر منتشر شده، احتمال دارد فرودگرهای وایکینگ (Viking) ناسا در سال ۱۹۷۶ نشانههایی از حیات در مریخ را شناسایی کرده باشند، اما نتایج این آزمایشها به اشتباه تفسیر شده است. اگر این فرضیه درست باشد، به این معناست که بشر نخستین مواجهه خود با حیات بیگانه را دههها پیش تجربه کرده و حتی ممکن است همان حیات بیگانه توسط یکی از رباتهای ما نابود شده باشد.
در مقاله جدید، این تیم پژوهشی بر اساس نتایج آزمایشهای وایکینگ، تصویری احتمالی از شکل آن حیات ارائه میدهد. در ماههای ژوئیه و سپتامبر سال ۱۹۷۶، مأموریت Viking Project ناسا روی سطح مریخ فرود آمد. این مأموریت نخستین تصاویر تاریخ از سطح مریخ را ثبت کرد و همچنین آزمایشهای زیستی متعددی روی خاک مریخ انجام داد تا به دنبال نشانههایی از حیات فعلی یا باستانی بگردد. نتایج این آزمایشها برای دانشمندان تا حد زیادی غیرمنتظره و گیجکننده بود. بیشتر آزمایشها نتیجه امیدوارکنندهای نداشتند، اما در بخشی از بررسیها، فرودگر نشانههایی از ترکیبات آلی کلردار (chlorinated organics) را شناسایی کرد؛ هرچند این یافته نیز کاملاً قطعی و روشن نبود.
پروفسور دیرک شولتسه-ماکوخ از مرکز نجوم و اخترفیزیک دانشگاه فنی برلین، که از نویسندگان مطالعه جدید است، در گفتوگویی با نشریه Big Think توضیح داد:
«اگرچه نخستین آزمایش در محل فرود Viking 1 در منطقه Chryse با احتمال ۹۹.۷ درصد نسبت به نمونه کنترل، نتیجهای مثبت برای سنتز آلی نشان داد، اما آزمایشهای بعدی نتایج روشنی ارائه نکردند. آزمایش تبادل گاز نیز به همان اندازه گیجکننده بود؛ این آزمایش آزاد شدن چندین گاز از جمله اکسیژن را نشان داد، اما دانشمندان هنوز هم درباره توضیح آن به توافق نرسیدهاند.»
در آن زمان، تصور میشد این ترکیبات آلی نوعی آلودگی منتقلشده از زمین باشند. ابهامهای موجود در دادهها نیز پس از اعلام رسمی اینکه «هیچ ترکیب آلیای در مریخ یافت نشده»، عملاً نادیده گرفته شد. جرالد سوفن، مدیر مأموریت وایکینگ، مشهورانه گفته بود: «کار تمام است. بدون مواد آلی، حیات هم وجود ندارد.» جامعه علمی نیز عمدتاً پذیرفت که این مأموریت نشانهای از حیات نیافته است. با این حال، طی سالهای اخیر برخی پژوهشگران استدلال کردهاند که دادهها به اشتباه تفسیر شدهاند و در واقع شواهدی از ترکیبات آلی در آن آزمایشها وجود داشته است.
در یکی از آزمایشهای کلیدی، آب حاوی مواد مغذی و کربن رادیواکتیو به خاک مریخ افزوده شد. اگر موجودات زندهای در خاک حضور داشتند، انتظار میرفت این میکروارگانیسمها مواد مغذی را مصرف کرده و کربن رادیواکتیو را به صورت گاز آزاد کنند؛ گازی که توسط ابزارهای علمی قابل شناسایی بود.
در نامهای تازه که در مجله Science منتشر شده، تیم پژوهشی مینویسد:
«مقدار قابل توجهی دیاکسید کربن رادیواکتیو (14CO2) از مواد مغذی برچسبخورده با 14C آزاد شد؛ آزمایشی که برای جستوجوی نمونهای مریخی از متابولیسم تنفسی طراحی شده بود. همچنین هنگام مرطوب شدن خاک مریخ، آزادسازی قابل توجه اکسیژن (O2) و تبادل CO2 مشاهده شد؛ آزمایشی که بر این فرض استوار بود که خاک حاوی میکروبهای فعال با جو تبادل گاز انجام میدهد، فارغ از راهبرد بقای متابولیکی آنها.» به گفته این پژوهشگران، بر اساس «غلبه شواهد»، مأموریت وایکینگ در واقع حیات میکروبی را در مریخ یافته بود.
با این حال، اگرچه نخستین تزریق مواد مغذی منجر به آزادسازی گاز رادیواکتیو شد، تزریقهای دوم و سوم چنین نتیجهای نداشتند. اگر میکروبها واقعاً در خاک وجود داشتند، انتظار میرفت با دریافت مواد مغذی بیشتر و زمان انکوباسیون طولانیتر، گاز بیشتری تولید شود. اما چنین نشد. در آن زمان، نتیجه مثبت اولیه به ترکیبی به نام پرکلرات (perchlorate) نسبت داده شد، مادهای که در آتشبازی و سوخت موشک استفاده میشود و گفته شد که شاید این ترکیب بهصورت شیمیایی با مواد مغذی واکنش داده باشد.
اما پژوهشگران یادآور میشوند که پرکلرات بعدها توسط فرودگر Phoenix در مریخ کشف شد و مشخص شد که منشأ بومی مریخی دارد. آنها همچنین اشاره میکنند که در سال ۲۰۱۰، پژوهشگری به نام رافائل ناوارو-گونزالس نشان داد که وقتی مواد آلی در حضور پرکلرات بهشدت گرم شوند، متیل کلرید تولید میشود. بنابراین، ترکیبات کلردار مشاهدهشده در آزمایشهای طیفسنجی وایکینگ ممکن است در واقع نشانهای از وجود مواد آلی در خاک مریخ باشند، نه مدرکی علیه آن.
اگر وایکینگ واقعاً حیات یافته باشد، این احتمال وجود دارد که در جریان همان آزمایشها آن را از بین برده باشد. شولتسه-ماکوخ به نمونههایی از حیات در شرایط بسیار سخت روی زمین، مانند میکروبهای صحرای آتاکاما، اشاره میکند. ریختن مقدار زیادی آب روی چنین میکروبهایی میتواند آنها را نابود کند؛ شاید همین موضوع توضیح دهد که چرا در تزریق دوم و سوم، گاز رادیواکتیو بیشتری آزاد نشد، چرا که وقتی موجود زندهای مرده باشد، دیگر فعالیت متابولیکی نشان نمیدهد.
اما اگر واقعاً حیات بوده، چه شکلی داشته است؟ تیم پژوهشی پیشنهاد میکند که نوعی باکتری اتوتروف که با اکسیژن ذخیرهشده تنفس میکند، میتوانسته نزدیک سطح مریخ در حالت نیمهخواب (Dormant) باقی بماند و در صورت فراهم شدن آب و گرمای کافی، فعال شود. حتی اگر آب تنها به شکل بخار وجود داشته باشد، چنین میکروبی میتوانست از واکنش
CO2 + H2O + انرژی → CH2O + O2
برای تثبیت کربن استفاده کند.
در این سناریو، این باکتری مریخی اکسیژن را برای متابولیسم شبانه ذخیره میکرد و هنگام فراهم شدن شرایط مناسب، بلافاصله فعالیت خود را آغاز مینمود. همچنین مشاهده تبادل قابل توجه CO2 در خاک مریخ میتواند با این فرضیه سازگار باشد؛ چرا که موجود سازگارشده مریخی ممکن است پیشاپیش CO2 را جذب کرده باشد تا در صورت دسترسی کوتاهمدت به آب و انرژی، سریعاً مولکولهای آلی تولید کند.
این تیم نام این حیات فرضی را BARSOOM گذاشته است، مخفف عبارت Bacterial Autotroph Respiring with Stored Oxygen On Mars، واژهای که در رمان علمیتخیلی «شاهزاده مریخ» نوشته ادگار رایس باروز، نام مریخ در زبان مریخیهاست.
با این حال، پژوهشگران تأکید میکنند که ادعایی مبنی بر اثبات این فرضیه ندارند. هدف آنها آغاز گفتوگویی علمی است که به باورشان باید نیم قرن پیش، پس از آزمایشهای وایکینگ، شروع میشد. آنها هشدار میدهند که با توجه به احتمال اعزام مأموریتهای سرنشیندار به مریخ و همچنین امکان انتقال ناخواسته حیات مریخی به زمین، بررسی دقیقتر این موضوع بیش از هر زمان دیگری ضروری است.
به گفته آنها، اکتشافات آینده مریخ باید با چنین گفتوگوی علمی جدی و دوطرفهای همراه باشد و این بحث باید از همین امروز آغاز شود.





