در ۱۵ ژوئیه ۱۹۷۵، برای اولین بار تصویری کوتاه از اینکه مأموریتهای فضایی مشترک بینالمللی میتوانند چگونه باشند، به نمایش گذاشته شد. خدمه یک فضاپیمای آمریکایی آپولو و فضاپیمای سایوز شوروی با هم ملاقات کرده و به یکدیگر متصل شدند؛ رویدادی که با «دست دادن در فضا» به نمادی تاریخی تبدیل شد. این اتفاق هرچند پایان جنگ سرد نبود، اما نمونهای امیدوارکننده از امکان همکاری بینالمللی در فضا به شمار میرفت.
با این حال، برای درک درست فضای آن دوران و جلوگیری از برداشت اشتباه درباره ماهیت جنگ سرد، باید در نظر داشت که همین سال، شوروی آزمایش یک «توپ فضایی» را نیز انجام داد.
در دوران جنگ سرد، هم ایالات متحده و هم اتحاد جماهیر شوروی بهشدت نگران استفاده طرف مقابل از سلاحهای هستهای بودند. همچنین هر دو طرف تا حدی از احتمال دخالت در فعالیتهای فضایی یکدیگر بیم داشتند.
با توجه به این نگرانیها درباره جنگهای فضایی، احتمال میرفت هر طرف در فکر اختلال در عملکرد ماهوارههای طرف مقابل باشد. اما این موضوع بهانهای برای توجیه اقدامات دولت وقت شوروی نیست.
در ژانویه ۱۹۷۵، اتحاد جماهیر شوروی تصمیم گرفت سلاحی را روی یک فضاپیما نصب کرده و آن را آزمایش کند. این خبر تا دههها بعد بهطور عمومی منتشر نشد، هرچند شایعاتی درباره تسلیحاتی بودن ایستگاههای فضایی سالیوت در آن زمان وجود داشت.
زمانی که حقیقت فاش شد، مشخص گردید این سلاح یک توپ ۲۳ میلیمتری بوده که در اصل برای بمبافکن مافوق صوت توپولف Tu-22 طراحی شده بود و روی ایستگاه فضایی Salyut 3 نصب شده بود.
در ۲۴ ژانویه ۱۹۷۵، پس از ترک خدمه از ایستگاه Salyut 3، شوروی این توپ را بهعنوان یک آزمایش شلیک کرد. احتمالاً این سلاح در هرگونه عملیات نظامی واقعی کاربرد چندانی نداشت.
بر اساس برخی تحلیلها، هدف اصلی آن مقابله با ماهوارهها نبود، بلکه جلوگیری از هرگونه تلاش احتمالی برای نزدیک شدن یا تسخیر ایستگاه فضایی بوده است. در یکی از مقالات مرتبط آمده است که این سلاح بیشتر نقش بازدارنده در برابر حمله فیزیکی یا سوار شدن ناخواسته به ایستگاه را داشته است.
با این حال، چنین سناریویی عملاً چندان واقعبینانه نبود، زیرا تسخیر یک فضاپیما به سبک دزدان فضایی کار سادهای نیست؛ موضوعی که بعدها در همکاریهای فضایی مشترک نیز مشخص شد، جایی که ناسا مجبور شد برای اتصال دو فضاپیما ماژول ویژهای طراحی کند، بدون آنکه حتی از طراحی دقیق فضاپیمای شوروی اطلاع کامل داشته باشد.
شوروی همچنین با چالشهای فنی زیادی در استفاده از این سلاح در فضا روبهرو بود. یکی از مشکلات این بود که برای هدفگیری، کل ایستگاه باید چرخانده میشد، بنابراین استفاده از آن بسیار کند و غیرکاربردی بود.
مشکل دیگر، پسزدگی ناشی از شلیک بود که میتوانست مسیر یا تعادل ایستگاه را بهطور جدی مختل کند. برای کنترل این وضعیت، از پیشرانهای ایستگاه استفاده شد، اما حتی در این حالت نیز شلیک توپ باعث ناپایداری سازه ۲۰ تنی ایستگاه میشد.
با این وجود، گفته میشود این سلاح یک بار با موفقیت شلیک شد.
از آن زمان تاکنون، هیچ سلاحی بهطور رسمی در فضا شلیک نشده است. البته احتمال دارد در آینده بشر دوباره به چنین مسیر نگرانکنندهای وارد شود، اما در صورت وقوع، قطعاً این فناوری نیاز به پیشرفتهای زیادی خواهد داشت.
در نهایت، این توپ فضایی سلاحی بود که نه قابلیت هدفگیری دقیق در زمان واقعی داشت و نه در حضور خدمه قابل استفاده بود. بنابراین عملاً کاربرد نظامی مؤثری نداشت و بیشتر در حد یک نمایش یا اقدام بازدارنده باقی ماند.
با این حال، شایعات درباره آن برای دههها ادامه یافت و همین موضوع به شکلگیری نوعی «اسطوره دفاعی» درباره ایستگاههای فضایی شوروی کمک کرد.





