لباسهای فضایی در ساعت ۸:۲۹ صبح به وقت شرقی آمریکا (EDT) در ۱۸ اوت ۲۰۲۶ به باتری متصل شدند و زمانسنجی که مدت هر راهپیمایی فضایی را کنترل میکند، به کار افتاد. شش ساعت و ۲۳ دقیقه بعد، هنگامی که درِ هوابند در ساعت ۲:۵۲ بعدازظهر به وقت شرقی آمریکا دوباره تحت فشار قرار گرفت، سوفی آدنو، فضانورد آژانس فضایی اروپا، هم تاریخساز شده بود و هم تنها نیمی از یکی از مأموریتهایش را به پایان رسانده بود. هر دو موضوع درست هستند و دومی آنطور که ممکن است در نگاه اول به نظر برسد، یک شکست محسوب نمیشود.
آدنو به نخستین زن فرانسوی و پنجمین شهروند فرانسوی تبدیل شد که یک راهپیمایی فضایی انجام داده است. او همچنین پس از سامانتا کریستوفورتی در سال ۲۰۲۲، دومین زن اروپایی بود که چنین کاری انجام داد.
این همان عنوانی است که در تاریخ باقی خواهد ماند و کاملاً هم شایسته آن است. اما چیزی که به همان اندازه توجه ما را جلب میکند، مهندسی معمولی و سرسختانهای است که بخش دیگر روز او در خارج از ایستگاه را شکل داد.
واقعاً در خارج از ایستگاه چه اتفاقی افتاد؟
آدنو در کنار انیل منون، فضانورد ناسا، در قالب راهپیمایی فضایی شماره ۹۷ آمریکا به خارج از ایستگاه رفت؛ این مأموریت، دویستوهشتادودومین راهپیمایی فضایی برای پشتیبانی از ساخت، نگهداری و ارتقای ایستگاه فضایی بینالمللی بود.
مأموریت آنها تعویض یک قطعه بود: ابتدا باید یک آنتن خراب Space-to-Ground را جدا میکردند و سپس یک آنتن جدید را روی خرپای Z1 ایستگاه نصب میکردند. آنتن قدیمی برای ماهها عملاً بدون استفاده باقی مانده بود. این آنتن از ماه نوامبر دیگر قادر به ردیابی ماهوارههای انتقال داده ناسا نبود؛ کاری که آنتن Space-to-Ground یا به اختصار SGANT برای انجام آن طراحی شده است.
این دو فضانورد موفق شدند آنتن خراب را جدا کرده و آن را ایمن کنند. چیزی که زمان کافی برای انجامش نداشتند، نصب آنتن جدید بود. جدا کردن کابلهای برق و باز کردن پیچها بیشتر از زمان پیشبینیشده طول کشید و کنترلکنندگان پرواز تصمیم گرفتند بخش دوم مأموریت را متوقف کنند.
مرکز کنترل مأموریت از طریق رادیو دستورالعمل جدید را اعلام کرد: «مستقیماً به سراغ مهار بلندمدت این SGANT روی خرپای Z-۱ میرویم.»
به زبان ساده یعنی: تلاش برای تمام کردن کار را متوقف کنید، چیزی را که در اختیار دارید ایمن کنید و به خانه برگردید.
ارتباطات با هیوستون هرگز قطع نشد. یک آنتن دوم و فعال، ارتباط پرسرعت را در تمام مدت برقرار نگه داشت؛ بنابراین آنتن خراب یک موضوع مربوط به تعمیر و نگهداری بود، نه یک وضعیت اضطراری.
چرا یک تعویض معمولی به یک مأموریت دو مرحلهای تبدیل شد؟
برنامهریزان حدود شش ساعت و نیم برای انجام کامل عملیات جداسازی و تعویض در نظر گرفته بودند. راهپیمایی فضایی در نهایت شش ساعت و ۲۳ دقیقه طول کشید، بنابراین نمیتوان گفت خدمه کند عمل کرده بودند. مشکل این بود که انجام کار در عمل دشوارتر از چیزی بود که برنامه زمانی پیشبینی کرده بود.
گزارش رسمی، موضوع را دقیق و بدون اغراق توضیح میدهد. در وبلاگ رسمی ایستگاه فضایی آمده است که خدمه «برای جدا کردن کابلهای برق و باز کردن پیچها به زمان بیشتری از حد انتظار نیاز داشتند و همین موضوع باعث تأخیر در نصب آنتن جایگزین شد.»
کابلها و پیچها، نه یک نقص عجیبوغریب، زمان ذخیره مأموریت را از بین بردند.
منون نیز صادقانه درباره فاصله میان برنامه و واقعیت صحبت کرد. او پس از مأموریت گفت: «ما با این ذهنیت وارد شدیم که میخواهیم همه چیز کاملاً طبق برنامه پیش برود. اما شرایط بسیار متفاوت از چیزی بود که انتظار داشتیم.»
این احتمالاً یکی از صادقانهترین توصیفها از کارهای تعمیر و نگهداری است؛ چه روی زمین و چه در فضا.
کابلها، پیچها و زمان
کار کردن با دستکش فضایی تحت فشار، حتی انجام سادهترین حرکات با نوک انگشتان را به یک تمرین سخت تبدیل میکند. هر پیچ میزان گشتاور مشخصی دارد و برای باز و بسته کردن آن باید از ابزاری استفاده شود که به تجهیزات متصل باشد تا در فضا شناور نشود.
یک اتصالدهنده که در آزمایشگاه ممکن است در یک ثانیه جدا شود، در خلأ فضا، با وجود دستکشهای حجیم و در شرایطی که چرخه روز و شب ایستگاه تقریباً هر ۴۵ دقیقه تغییر میکند، میتواند بسیار سرسختتر باشد.
زمان نیز فقط یک پیشنهاد نیست. مدت راهپیمایی فضایی به میزان منابع مصرفی موجود در لباس فضایی بستگی دارد و وقتی این منابع به محدوده تعیینشده برسند، راهپیمایی باید پایان پیدا کند؛ حتی اگر فهرست کارها هنوز کامل نشده باشد.
کاری که روی کاغذ فقط شامل «کابلها را جدا کن، پیچها را باز کن، جعبه را بلند کن و قطعه جدید را ببند» به نظر میرسد، در واقع مجموعهای طولانی از حرکات دقیق، کنترلشده و انجامشده با دستکش است که تمام ابزارهای مورد استفاده در آنها باید مهار شده باشند. هر کدام از این مراحل ممکن است دو برابر زمان تخمینزدهشده طول بکشد.
بر اساس بررسی روند مأموریت در ۱۸ اوت، به نظر میرسد خدمه در مرحله جدا کردن کابلها با همین واقعیت مواجه شدند و تیم زمینی نیز بهجای دنبال کردن یک برنامه بلندپروازانه، تصمیم منطقی را گرفت.
به تعویق افتادن مأموریت به معنای شکست نیست
تصمیم برای متوقف کردن نصب آنتن، یکی از گزینههایی بود که پیش از پرتاب در برنامه مأموریت پیشبینی شده بود. منون گفت چیزی که بیش از غافلگیر شدن او را تحت تأثیر قرار داده، آمادگی تیم برای چنین شرایطی بوده است.
او گفت: «چیزی که واقعاً تحت تأثیر قرار گرفتم، این بود که همه این سناریوهای جایگزین بهخوبی پیشبینی و برنامهریزی شده بودند.»
برنامهای برای تمام نکردن مأموریت وجود داشت، حتی پیش از آنکه کسی بداند واقعاً به آن نیاز خواهد داشت.
انتظار میرود آنتن جایگزین در جریان راهپیمایی فضایی بعدی که در حال حاضر برای ۲۵ اوت برنامهریزی شده است، نصب شود. در همین فاصله، یک آنتن فعال همچنان ارتباطات را برقرار نگه میدارد. هزینه این تعویق، انجام یک مأموریت فضایی دوم است، نه کاهش عملکرد ایستگاه.
این همان ماهیت کار دقیق و حسابشده در راهپیماییهای فضایی است. تصمیم ایمن این است که تجهیزات موجود را ایمن کنید و کار را متوقف کنید، نه اینکه با کاهش منابع لباس فضایی، برای تکمیل یک فهرست کار وارد زمان اضافه شوید.
در این شرایط، «ناتمام» بودن مأموریت بیشتر از آنکه نشانه کمبود یا شکست باشد، نشان میدهد سیستم دقیقاً همانطور که برای چنین شرایطی طراحی شده عمل کرده است؛ یعنی زمانی که تجهیزات مقاومت بیشتری از حد انتظار نشان میدهند، ایمنی را در اولویت قرار میدهد.
آدنو نیز به نوبه خود تمرکز خود را بیشتر روی افراد قرار داد تا فهرست کارها. او گفت: «عمیقترین قدردانی من از همه کسانی است که این کار را ممکن کردند؛ از پیشگامانی که پیش از ما قدم برداشتند گرفته تا تیمهای فوقالعادهای که امروز پشت صحنه کار میکنند.»
همین تیمهای پشت صحنه بودند که برنامه جایگزینی را طراحی کردند؛ برنامهای که در نهایت آدنو و منون مجبور شدند از آن استفاده کنند.




