در ژوئیه ۲۰۲۸، اگر برنامه فعلی طبق زمانبندی پیش برود، یک موشک فالکون هوی اسپیسایکس از همان مجموعه پرتابی در فلوریدا که برای مأموریتهای آپولو استفاده میشد، به فضا پرتاب خواهد شد و یک هواگرد به اندازه خودرو را به سوی زحل خواهد فرستاد. موشک آشناست، اما محموله و مقصد آن کاملاً متفاوت هستند.
دراگونفلای ناسا یک هواگرد چرخان هستهای است که برای پرواز در جو متراکم تایتان، فرود، حفاری سطح، تحلیل نمونهها، شارژ مجدد و سپس پرواز دوباره ساخته شده است. این وسیله آزمایشگاه خود را بین نقاط مختلف جابهجا میکند، بهجای اینکه دانشمندان مجبور باشند کل یک جهان را تنها بر اساس قطعه کوچکی از زمین که زیر یک فرودگر ثابت قرار دارد، بررسی کنند.
انتظار میرود این سفر شش سال و نیم طول بکشد. هنگامی که دراگونفلای در اواخر سال ۲۰۳۴ به تایتان برسد، با قمری روبهرو خواهد شد که ابر، آبوهوا و فصل دارد؛ کانالهای رودخانهای روی سطح آن دیده میشوند و دریاچهها و دریاهایی دارد که از بارش تغذیه میشوند. اما این شباهتهای ظاهری میتوانند گمراهکننده باشند. تایتان آنقدر سرد است که آب بخشی از سنگ بستر آن محسوب میشود. در این جهان، این متان و اتان هستند که بهعنوان مایعات در چشمانداز آن جریان دارند.
وسوسهبرانگیز است که این داستان را با پایانی از پیش نوشتهشده روایت کنیم: یک موشک قدرتمند، یک آزمایشگاه پرنده و ساحلی بیگانه. اما این مأموریت نیازی به چنین روایتی ندارد. دراگونفلای دقیقاً به این دلیل جاهطلبانه است که پایان آن نامشخص است. این وسیله هنوز باید تکمیل شود، به فضا پرتاب شود، سالها دوام بیاورد، از میان جوی متراکم عبور کند و در نهایت بتواند بهطور مستقل روی جهانی پرواز کند که هیچکس نمیتواند شرایط آن را بهطور کامل روی زمین بازسازی کند.
ژوئیه ۲۰۲۸ یک بازه هدف است، نه یک تاریخ قطعی
ناسا در نوامبر ۲۰۲۴ شرکت اسپیسایکس را برای پرتاب دراگونفلای با موشک فالکون هوی از مجتمع پرتاب 39A در مرکز فضایی کندی انتخاب کرد. ارزش قرارداد خدمات پرتاب با قیمت ثابت حدود ۲۵۶.۶ میلیون دلار است و هزینههای مرتبط با مأموریت و خود موشک را نیز شامل میشود. بازه تعیینشده برای پرتاب از ۵ تا ۲۵ ژوئیه ۲۰۲۸ است.
صفحه فعلی مأموریت دراگونفلای در ناسا از عبارت دقیق «زودتر از ژوئیه ۲۰۲۸ نخواهد بود» استفاده میکند و زمان رسیدن را اواخر سال ۲۰۳۴ اعلام کرده است.
این کلمات اهمیت دارند. پنجره پرتاب، برنامهای است که فضاپیما، موشک، محدوده پرتاب و مسیر پروازی بر اساس آن هماهنگ میشوند؛ اما تضمینی نیست که در برابر مشکلات سختافزاری، شرایط آبوهوایی یا تصمیمات برنامهای تغییر نکند.
دراگونفلای پیش از این نیز تاریخهای پرتاب متفاوتی داشته است. دفتر بازرس کل ناسا اعلام کرده که محدودیتهای بودجه، پیامدهای همهگیری کرونا، فشارهای زنجیره تأمین و چالشهای توسعه باعث بازنگری در برنامه زمانی شدهاند.
طبق بررسی بازرس کل، ناسا در سال ۲۰۲۴ هزینه چرخه عمر این پروژه را حدود ۳.۳۵ میلیارد دلار برآورد کرد. اشاره به این سابقه به معنای بدبینی نیست؛ بلکه توصیف واقعبینانهتری از دشواری یک مأموریت اعماق فضاست.
سفر شش سال و نیم طول خواهد کشید
فالکون هوی شتاب عظیم اولیه را فراهم میکند، اما نمیتواند فاصله عظیم منظومه شمسی بیرونی را از بین ببرد. دراگونفلای در سال ۲۰۲۸ زمین را ترک خواهد کرد و در مسیری میانسیارهای حرکت میکند که شامل کمک گرانشی زمین نیز خواهد بود.
اسناد برنامهریزی مالی ناسا برای سال مالی ۲۰۲۷، سفر شش سال و نیمه پیش از ورود به جو، فرود و نشستن روی تایتان را پیشبینی کردهاند.
الیزابت «زیبی» ترتل، مدیر اصلی مأموریت، در گفتوگویی رسمی با ناسا زمانبندی را به شکل سادهای توضیح داده است: پرتاب در ژوئیه ۲۰۲۸، رسیدن در دسامبر ۲۰۳۴ و سپس آغاز یک مأموریت سطحی اصلی حدود ۳.۳ ساله.
این یعنی سفر به تایتان بیش از دو برابر مرحله اصلی اکتشاف سطحی طول خواهد کشید.
در طول سفر، دراگونفلای داخل یک کپسول ورود قرار خواهد داشت که به یک مرحله پیمایش متصل است. این بخش وظیفه تأمین انرژی، ارتباطات، هدایت و کنترل مسیر را بر عهده دارد.
این شش سال برای تیم عملیاتی دورهای آرام و بدون فعالیت نخواهد بود. مهندسان باید وضعیت فضاپیما را زیر نظر داشته باشند، سلامت آن را حفظ کنند، ابزارها را بررسی کنند و برای توالی فرودی آماده شوند که امکان تمرین واقعی آن در مقصد وجود ندارد.
این تأخیر زمانی همچنین مقیاس انسانی جالبی ایجاد میکند. کودکانی که پرتاب دراگونفلای را تماشا میکنند، هنگام رسیدن نخستین دادههای تایتان نوجوانانی بزرگتر خواهند بود. برخی مهندسانی که این پروژه را از مرحله پیشنهاد اولیه آغاز کردند، ممکن است پیش از پایان مأموریت اصلی بازنشسته شوند.
اکتشاف اعماق فضا تنها با عبور از سیارات و مراحل فنی ساخته نمیشود؛ بلکه به انتقال دانش و مسئولیت میان نسلهای مختلف انسانها نیز وابسته است.
دراگونفلای ابتدا با جو تایتان روبهرو میشود
برخلاف یک مدارگرد زحل، دراگونفلای قرار نیست ابتدا وارد مدار تایتان شود و از بالا آن را بررسی کند. ورود آن مستقیماً از طریق جو انجام خواهد شد.
پوسته محافظ باید گرما و فشار ناشی از ورود را تحمل کند. سپس یک چتر ترمز و بعد یک چتر اصلی بسیار بزرگتر، کپسول را در جو متراکم تایتان کند خواهند کرد.
اعداد مربوط به مرحله فرود ممکن است گیجکننده باشند، زیرا بخشهای مختلف فرود از نقاط زمانی متفاوتی محاسبه میشوند. ترتل مدت زمان حدود دو ساعت را از ابتدای ورود تا رسیدن به سطح مطرح کرده است. بازرس کل ناسا نیز حدود ۹۰ دقیقه را برای فرود با چترها اعلام کرده است.
هر دو عدد میتوانند درست باشند؛ رقم طولانیتر کل فرایند ورود تا فرود را شامل میشود، در حالی که رقم کوتاهتر عمدتاً به مرحله فرود با چتر مربوط است.
در نزدیکی سطح، دراگونفلای همچنان زیر چتر باقی نمیماند. بخش پشتی کپسول وسیله را در وضعیت مناسب قرار میدهد، روتورها به کاهش چرخش ناخواسته کمک میکنند و فرودگر در ارتفاع حدود ۹۰۰ متری از کپسول جدا میشود.
از این لحظه، دراگونفلای به یک هواگرد تبدیل خواهد شد.
کنترل آن از طریق جویاستیک از زمین امکانپذیر نیست. تأخیر ارتباط رادیویی در فاصله میان زمین و منظومه زحل بسیار بیشتر از زمان لازم برای انجام مانور فرود است. بنابراین دراگونفلای باید خودش سطح زمین را بررسی کند، یک نقطه امن را انتخاب کند و فرود خود را بهصورت خودکار کنترل کند.
انسانها میتوانند قوانین را بنویسند و نرمافزار را سالها آزمایش کنند، اما در تایتان، خود وسیله باید این قوانین را بهتنهایی اجرا کند.
چرا یک هواگرد سنگین میتواند در تایتان پرواز کند؟
دراگونفلای یک هلیکوپتر کوچک نیست. ناسا جرم آن را حدود ۸۷۵ کیلوگرم و طول و عرض آن را حدود ۳.۸۵ متر اعلام کرده است. این وسیله از هشت مجموعه پره هممحور با قطر ۱.۳۵ متر استفاده میکند.
با این حال، تایتان ترکیب نادری از شرایط را برای پرواز فراهم میکند: چگالی جو نزدیک سطح بیش از چهار برابر زمین است، در حالی که گرانش آن تقریباً یکهفتم زمین است.
هوای متراکمتر باعث میشود هر پره ماده بیشتری را برای ایجاد نیروی بالابر جابهجا کند و گرانش ضعیفتر نیز نیروی کمتری برای معلق ماندن نیاز دارد.
هشت مجموعه روتور در قالب چهار جفت هممحور قرار گرفتهاند و عملاً دو سامانه کوادکوپتر هماهنگ را تشکیل میدهند. این معماری افزونگی ایجاد میکند و به هواگرد امکان صعود، چرخش، حرکت افقی و فرود را میدهد.
پنلهای خورشیدی نیز برای چنین فاصلهای از خورشید و در زیر مه و غبار تایتان گزینه مناسبی نیستند. دراگونفلای از یک مولد ترموالکتریک رادیوایزوتوپی چندمأموریتی یا MMRTG استفاده خواهد کرد که گرمای ناشی از واپاشی پلوتونیوم-۲۳۸ را به انرژی الکتریکی تبدیل میکند.
این سامانه یک راکتور شکافت هستهای نیست. مولد، انرژی پایدار و همچنین گرمای مورد نیاز را تأمین میکند و باتری ۱۳۴ آمپرساعتی را بین پروازها شارژ خواهد کرد.
طبق برنامه مأموریت، دراگونفلای باید بتواند در طول مأموریت اصلی خود ۲۰ تا ۳۰ نقطه را بررسی کند و حدود ۱۱۵ کیلومتر مسافت را طی کند.
تایتان ظاهر زمین را دارد، اما شیمی آن متفاوت است
تایتان تنها قمری است که جوی قابل توجه دارد و تنها جهانی بهجز زمین است که میدانیم مایع پایدار روی سطح آن وجود دارد.
نیتروژن بخش عمده جو آن را تشکیل میدهد، همانند زمین، اما متان عامل اصلی آبوهواست. متان تبخیر میشود، در ابرها متراکم میشود، به شکل باران میبارد، در کانالها جریان پیدا میکند و در دریاچهها و دریاهایی از متان، اتان و دیگر هیدروکربنها جمع میشود.
سطح تایتان دارای رودخانهها، دریاهای قطبی و تپههای شنی است. هر فصل آن حدود ۷.۵ سال زمینی طول میکشد، زیرا زحل برای گردش کامل به دور خورشید حدود ۲۹.۵ سال زمان نیاز دارد.
با این حال، شباهت به زمین نباید ما را گمراه کند. دمای متوسط تایتان حدود منفی ۱۷۹ درجه سانتیگراد است. یخ آب در آنجا مانند سنگی سخت عمل میکند. متان و اتان نقش باران و دریا را دارند و نور خورشید در سطح بسیار ضعیف است و از میان مه آلی عبور میکند.
دراگونفلای قرار نیست کنار یکی از دریاهای بزرگ شمالی تایتان فرود بیاید. منطقه اولیه مورد نظر، دریای شنی استوایی شانگری-لا است که از Kraken Mare و Ligeia Mare فاصله زیادی دارد.
بنابراین رودخانهها و دریاهایی که در عنوان مأموریت مطرح میشوند، ویژگیهای کلی جهانی هستند که دراگونفلای قصد دارد آن را بشناسد، نه منظرهای که لزوماً در نخستین محل فرود خواهد دید.
مأموریت در درجه اول درباره شیمی است، نه حیات
ناسا در بیان مرزهای علمی مأموریت کاملاً صریح است: دراگونفلای در درجه نخست برای کشف حیات طراحی نشده است.
هدف اصلی آن بررسی قابلیت سکونت تایتان، اندازهگیری شیمی پیچیده مواد آلی و بررسی میزان پیشرفت فرایندهای پیشازیستی است.
لایههای بالایی جو تایتان یک کارخانه شیمیایی هستند. نور خورشید و ذرات پرانرژی، نیتروژن و متان را تجزیه میکنند و به مولکولهای حاوی کربن، هیدروژن و نیتروژن اجازه میدهند دوباره با یکدیگر ترکیب شوند و مواد پیچیدهتری بسازند.
ذرات مه آلی نیز به سطح میرسند. در برخی مناطق، برخورد اجرام آسمانی ممکن است پوسته یخی تایتان را ذوب کرده باشد و برای مدت کوتاهی آب مایع، انرژی و مواد آلی جو را در کنار یکدیگر قرار داده باشد.
پژوهشهای آزمایشگاهی اخیر نیز نشان میدهند چرا نمونهبرداری اهمیت دارد. برای مثال، سیانید هیدروژن میتواند در شرایط بسیار سرد ساختارهای پایداری با متان یا اتان تشکیل دهد. این موضوع نشان میدهد شهود شیمیایی ما که در دمای اتاق شکل گرفته، الزاماً در تایتان قابل اتکا نیست.
البته این موضوع به هیچ وجه نشان نمیدهد که چنین بلورهایی در تایتان فراوان هستند و قطعاً به معنای وجود حیات نیست.
آزمایشگاه پرنده حفاری و نمونهبرداری میکند
توانایی حرکت دراگونفلای اهمیت زیادی دارد، زیرا تایتان از نظر شیمیایی یکنواخت نیست.
یک فرودگر ثابت ممکن است بتواند یک نقطه را با دقت بسیار زیادی تحلیل کند، اما دانشمندان همچنان نمیدانند نمونه آن نقطه تا چه حد نماینده کل تایتان است.
یک هواگرد میتواند تپههای شنی، مناطق میان تپهها، مواد حاصل از برخوردها و زمینهای دهانهای را با همان ابزارهای کالیبرهشده مقایسه کند.
مته مخصوص برداشت مواد آلی پیچیده، که DraCO نام دارد، نمونههایی از سطح جمعآوری میکند و آنها را به طیفسنج جرمی دراگونفلای یا DraMS منتقل میکند.
طیفسنج جرمی با استفاده از روشهایی مانند واجذب لیزری و کروماتوگرافی گازی، مولکولهایی با طیف گستردهای از جرمها را شناسایی خواهد کرد.
طیفسنج گاما و نوترون دراگونفلای یا DraGNS نیز ترکیب عنصری کلی زیر سطح را اندازهگیری میکند.
سامانه ژئوفیزیک و هواشناسی دراگونفلای یا DraGMet شرایط جوی را اندازهگیری خواهد کرد و یک لرزهسنج نیز در اختیار دارد.
DragonCam نیز تصاویر پانوراما، میکروسکوپی و تصاویر مورد نیاز برای ناوبری را ثبت خواهد کرد.
این ابزارها در کنار هم میتوانند شیمی را به محیط اطراف آن مرتبط کنند: نمونه شامل چه موادی است، از چه چشماندازی آمده، چه شرایط آبوهوایی روی آن تأثیر گذاشته و زیر سطح چه چیزی قرار دارد.
مسیر از تپههای شنی آغاز میشود و به دهانه سلک میرسد
شانگری-لا میدانهای وسیع شنی دارد که دادههای راداری نشان میدهند برای فرود نسبتاً مناسب هستند و در عین حال از مواد آلی غنیاند.
پس از بررسیهای اولیه، دراگونفلای قرار است پروازهای طولانیتری انجام دهد و احتمالاً هر یک یا دو روز تایتانی یکبار پرواز کند.
هر روز خورشیدی تایتان که گاهی Tsol نامیده میشود، تقریباً ۱۶ روز زمینی طول میکشد. این موضوع زمان زیادی برای تحلیل دادهها، برقراری ارتباط و شارژ باتری بین پروازها فراهم میکند.
برنامه فعلی ناسا شامل بررسی حدود ۲۰ تا ۳۰ نقطه علمی طی مأموریتی ۳.۳ ساله است. مسافت کلی حدود ۱۱۵ کیلومتر خواهد بود که از مسافت پیمودهشده توسط هر مریخنورد تا امروز بیشتر است؛ البته مقایسه کاملاً دقیقی نیست، زیرا دراگونفلای میتواند از روی موانع پرواز کند.
مقصد مهم زمینشناسی این مأموریت، دهانه برخوردی سلک است. این برخورد ممکن است آب مایعی ایجاد کرده باشد که برای مدت کافی باقی مانده تا با مواد آلی واکنش دهد.
با این حال، برآورد مدت و گستره این فرایند به مدلهای علمی وابسته است و هنوز نباید سلک را مانند یک دریاچه گرم با تاریخچهای قطعی تصور کرد.
اهمیت سلک در این است که میتواند یک آزمایش طبیعی را در اختیار دانشمندان قرار دهد: مواد آلی موجود در تایتان برای مدت کوتاهی در معرض آب مایع قرار گرفتهاند.
دراگونفلای میتواند در طول مسیر نمونهبرداری کند و لازم نیست مستقیماً به سمت دهانه پرواز کند. دانههای شن اطلاعاتی درباره فرایندهای جوی و سطحی ارائه میدهند، مناطق میان تپهها ممکن است مواد متفاوتی را آشکار کنند و مواد حاصل از برخوردها میتوانند ترکیبات مدفون را به سطح نزدیکتر کنند.
بنابراین مسیر سفر بخشی از مأموریت علمی است، نه زمان تلفشده میان دو نقطه مهم.
در سال ۲۰۲۶، هواگرد در حال تبدیل شدن به یک فضاپیمای واقعی است
دراگونفلای سالها در قالب شبیهسازیها، وسایل آزمایشی، نمونههای اولیه ابزارها و تصاویر مفهومی وجود داشت. اما تا اواسط سال ۲۰۲۶، این پروژه از نظر فیزیکی وارد مرحله مهمی شد و ساختار پروازی آن بیشتر شبیه هواگردی شد که واقعاً ممکن است روی تایتان فرود بیاید.
در بهروزرسانی ۹ ژوئیه ۲۰۲۶ ناسا اعلام کرد بدنه تقریباً ۱۳ فوتی دراگونفلای آزمایشهای سازهای را پشت سر گذاشته و در ۲۹ ژوئن برای مرحله بعدی یکپارچهسازی تحویل شده است.
یکپارچهسازی مکانیکی، حرارتی و الکتریکی نیز از اول ژوئیه آغاز شد. تیمها در حال نصب سیمکشیها، اتصالات و سامانههای داخلی هستند تا یک سازه سبک لانهزنبوری را به یک فضاپیمای واقعی تبدیل کنند.
آنتن پرقدرت نیز پیشتر نصب شده است. این آنتن روی بازویی متحرک قرار دارد تا هنگام برقراری ارتباط بالا بیاید و پیش از پرواز در موقعیت قفلشده قرار گیرد.
مهندسان ساختار هواگرد را با استفاده از کابلهای بانجی معلق کردند تا بررسی کنند ارتعاشات روتورها چگونه در بدنه منتقل میشوند. سپس همین آزمایشها را در حالت قرارگیری روی پایههای فرود نیز انجام دادند.
بدنه همچنین تحت فشار قرار گرفت تا نشتیها شناسایی شوند، زیرا جو متراکم تایتان مشکلات حرارتی و آببندی ایجاد میکند که بسیاری از فضاپیماهای طراحیشده برای خلأ با آن مواجه نیستند.
در بخشهای دیگر نیز تیمها سامانه کامل چترها را آزمایش کردهاند، سپر حرارتی را تحت بارهای حرارتی و سازهای قرار دادهاند، روتورها را در تونلهای باد با گاز متراکم چرخاندهاند و زنجیره انتقال نمونهها را آزمایش کردهاند.
این فعالیتها به اندازه تصاویر هیجانانگیز فرود، جذاب نیستند، اما واقعبینانهترند. مأموریتهای فضایی از طریق اتصالات، آزمایش آببندی، نمودارهای ارتعاش و آزمایشهایی که ضعفها را در زمانی که هنوز امکان اصلاح آنها وجود دارد، آشکار میکنند، به واقعیت تبدیل میشوند.
هنوز خطرهای زیادی برای پشت سر گذاشتن وجود دارد
میان یک آزمایش سازهای موفق و انجام تحقیقات علمی روی تایتان، مجموعهای از خطرهای جدی قرار دارد.
دراگونفلای باید مونتاژ و آزمایشهای محیطی را به پایان برساند. سامانه رادیوایزوتوپی آن باید سوختگیری و یکپارچه شود. فالکون هوی و فضاپیما باید طبق برنامه در محل پرتاب حاضر شوند.
پنجره پرتاب، سفر بین سیارهای، اصلاحات ناوبری، ورود به جو، چترها، جدایش و نخستین فرود با موتور، همگی باید با موفقیت انجام شوند.
پس از آن مأموریت سطحی در محیطی آغاز خواهد شد که دمای متوسط آن میتواند مواد را شکننده کند، غبار آلی ممکن است در هوا حرکت کند و بارش متان امکانپذیر است.
هواگرد باید خودش را گرم نگه دارد، شارژ شود، از فاصلهای بیش از یک میلیارد کیلومتر با زمین ارتباط برقرار کند و بارها قطعات متحرک خود را در محیطی به کار اندازد که هیچ تیم تعمیراتی در دسترس نیست.
بیان این خطرها برای کم کردن شگفتی مأموریت نیست؛ اتفاقاً همین خطرها دلیل شگفتانگیز بودن آن هستند.
یک مأموریت به این دلیل شجاعانه نیست که راوی آن را جاهطلبانه توصیف کند. شجاعت واقعی زمانی است که مهندسان تکتک حالتهای احتمالی شکست را شناسایی میکنند و همچنان راهی قابل دفاع برای عبور از آنها پیدا میکنند.
اگر برنامه طبق زمانبندی پیش برود، پرتاب فالکون هوی در ژوئیه ۲۰۲۸ احتمالاً پرسروصداترین لحظه دراگونفلای برای سالهای بعد خواهد بود.
پس از آن یک سفر طولانی و عمدتاً نامرئی آغاز میشود.
در دسامبر ۲۰۳۴، همان وسیله ممکن است از میان مه نارنجی تایتان پایین بیاید، از سامانه انتقال خود جدا شود و به یک هواگرد در آسمان جهانی دیگر تبدیل شود.
دراگونفلای واقعاً چه چیزی میتواند به ما بدهد؟
دراگونفلای ممکن است مجموعهای غیرمنتظره از مواد آلی را پیدا کند. شاید نشان دهد مناطق برخوردی از نظر شیمیایی غنیتر از تپههای شنی هستند. ممکن است مشخص شود برخی مولکولهایی که در آزمایشگاهها جذاب به نظر میرسند، در تایتان کمیاب یا حتی غایباند.
همچنین ممکن است دادههای مربوط به آبوهوا و لرزههای تایتان را جمعآوری کند که حتی پیش از تفسیر نهایی طیفهای جرمی، درک ما از این قمر را تغییر دهند.
هیچکدام از این نتایج قرار نیست در یک جمله به منشأ حیات پاسخ دهند.
تایتان نسخهای یخزده از زمین اولیه نیست و شیمی پیشازیستی نیز حیات نیست که فقط منتظر عکاسی باشد.
این قمر یک آزمایشگاه طبیعی دوم را در اختیار ما قرار میدهد؛ جایی که شیمی کربن، مایعات، انرژی و زمان تحت شرایطی بسیار متفاوت از زمین با یکدیگر ترکیب شدهاند.
همین کافی است.
دراگونفلای زمانی جذابتر میشود که ادعاهای آن را در مقیاس انسانی نگه داریم. ما ابزارهایی را بر اساس نقشههای ناقص کاسینی و یک فرود کوتاه هایگنس ساختهایم.
اکنون آنها را درون وسیلهای قرار میدهیم که باید خودش یاد بگیرد کجا فرود بیاید.
ما آمادهایم شش سال و نیم برای فرصتی صبر کنیم تا بتوانیم شنهای یک نقطه بیگانه را با شنهای نقطهای دیگر در همان جهان مقایسه کنیم.
تایتان آبوهوا، فصلها، رودخانهها و دریا دارد، اما شباهت آن به زمین تنها آغاز یک پرسش است.
دراگونفلای به آنجا میرود تا بفهمد این شباهت کجا به پایان میرسد.





