بدون شک، از زمان آغاز به کار، تلسکوپ فضایی جیمز وب (JWST) دیدگاه ما را نسبت به جهان اولیه دگرگون کرده است، اما یافتههای جدید آن ممکن است اخترشناسان را به چالش بکشد. در واقع، این یافتهها میتوانند به ما اطلاعات عمیقی درباره منشأ جهان بدهند و حتی شاید نشان دهند که هر آنچه در اطرافمان میبینیم، درون یک سیاهچاله قرار دارد.
این تلسکوپ ۱۰ میلیارد دلاری که از تابستان ۱۴۰۱ به رصد کیهان پرداخته، دریافته است که اکثریت کهکشانهای دوردست و در نتیجه کهکشانهای اولیه، همگی در یک جهت خاص در حال چرخش هستند. در حالی که حدود دو سوم کهکشانها در جهت عقربههای ساعت میچرخند، یک سوم باقیمانده در جهت مخالف میچرخند.
در یک جهان تصادفی، دانشمندان انتظار دارند که ۵۰ درصد کهکشانها در یک جهت و ۵۰ درصد در جهت مخالف بچرخند. اما این پژوهش جدید نشان میدهد که ممکن است یک جهتگیری ترجیحی برای چرخش کهکشانها وجود داشته باشد.
چرخش جهان: دو فرضیه اصلی
این مشاهدات که شامل ۲۶۳ کهکشان است و این هماهنگی عجیب کیهانی را نشان میدهد، از طریق پروژه بررسی عمیق کهکشانی پیشرفته تلسکوپ جیمز وب (JADES) جمعآوری شده است.
“هنوز مشخص نیست که علت این پدیده چیست، اما دو توضیح اصلی برای آن وجود دارد.”
به گفته لیور شامیر، استادیار علوم کامپیوتر در دانشکده مهندسی کارل آیس:
۱. جهان در حال چرخش متولد شده است: این نظریه با مدلهایی مانند کیهانشناسی سیاهچالهای سازگار است، که بیان میکند کل جهان ممکن است درون یک سیاهچاله باشد.
۲. جهان از اثرات چرخش کهکشان راه شیری تأثیر گرفته است: اگر چنین باشد، لازم است اندازهگیریهای فاصله ما از کیهان بازنگری شود.
آیا جهان درون یک سیاهچاله شکل گرفته است؟
کیهانشناسی سیاهچالهای، که به عنوان کیهانشناسی شوارتزشیلد نیز شناخته میشود، پیشنهاد میکند که جهان قابل مشاهده ما درون یک سیاهچاله متعلق به یک جهان بزرگتر قرار دارد.
این ایده نخستین بار توسط فیزیکدان نظری راج کومار پاتریا و ریاضیدان آی. جی. گود مطرح شد. طبق این نظریه، “افق رویداد” (مرزی که هیچ چیزی، حتی نور، نمیتواند از آن فرار کند) در واقع همان افق دیدنی جهان ماست.
سیاهچالهها بهعنوان دروازهای به جهانهای دیگر؟
این نظریه پیامد دیگری نیز دارد: هر سیاهچاله در جهان ما ممکن است دروازهای به یک “جهان نوزاد” باشد. از آنجا که این جهانهای جدید درون یک سیاهچاله هستند، برای ما غیرقابل مشاهده خواهند بود.

نیکودم پوپلاوسکی، فیزیکدان نظری از دانشگاه نیوهیون، یکی از مدافعان این ایده است. او توضیح میدهد که هنگامی که یک سیاهچاله شکل میگیرد، ماده در مرکز آن به چگالی فوقالعاده بالایی میرسد. در تئوری او، پیچش فضا-زمان مانع از فروپاشی بینهایت ماده میشود و در عوض باعث بازگشت و انبساط سریع آن میشود، فرآیندی که میتواند توضیحی برای مهبانگ باشد.
پیامدهای نظریه جهان درون سیاهچاله

اگر جهان ما از یک سیاهچاله متولد شده باشد، ویژگیهایی مانند “جهتگیری ترجیحی چرخش کهکشانها” ممکن است به محور چرخش سیاهچالهای که آن را بهوجود آورده، مرتبط باشد. این موضوع میتواند بهعنوان شاهدی برای فرضیه جهانهای زادهشده از سیاهچالهها در نظر گرفته شود.
پوپلاوسکی میگوید:
“من فکر میکنم سادهترین توضیح برای چرخش جهان این است که جهان درون یک سیاهچاله چرخان متولد شده است. پیچش فضا-زمان مکانیسمی طبیعی برای جلوگیری از تکینگی درون سیاهچاله است و به جای آن یک جهان جدید و بسته ایجاد میکند.”

اگر یافتههای جیمز وب تأیید شوند، ممکن است نظریه ایجاد جهان از سیاهچالهها، که تاکنون صرفاً یک فرضیه بود، به یکی از مدلهای اصلی کیهانشناسی تبدیل شود.
یافتههای جدید تلسکوپ فضایی جیمز وب (JWST) ممکن است به یک تغییر عمده در درک ما از کیهانشناسی و منشأ جهان منجر شود. چرخش هماهنگ کهکشانها در یک جهت خاص، که در این تحقیق مشاهده شده است، ممکن است نشاندهنده یک واقعیت عمیقتر باشد که جهان ما در واقع درون یک سیاهچاله متولد شده است.
اگر این نظریه تایید شود، میتواند به طور قابل توجهی تئوریهای موجود درباره تکامل و ساختار جهان را تحت تاثیر قرار دهد. این فرضیه که جهان ما در حال چرخش است و از یک سیاهچاله متولد شده، به نظر میرسد که میتواند به توضیح برخی از ویژگیهای کیهانی، مانند جهتگیری چرخش کهکشانها، کمک کند.
این مفهوم که هر سیاهچاله در واقع دروازهای به یک “جهان نوزاد” است و از طریق آن میتوان به یک کیهان جدید دست یافت، میتواند نگاه ما به سیاهچالهها و کیهانشناسی را به طور کلی تغییر دهد و دیدگاههای جدیدی در مورد ساختار و منشأ کیهان پیش روی ما قرار دهد.
در مجموع، اگر این یافتهها تایید شوند، ممکن است به بازنگری اساسی در نظریات کیهانشناسی و فهم ما از زمان و فضا منجر شود و به چالش کشیدن بسیاری از فرضیات قدیمی در مورد ماهیت کیهان را به همراه داشته باشد.