مدت زمانی طول کشیده، اما افرادی که زمانی جدولهای زمانی خوشبینانهای برای سفرهای سرنشیندار به مریخ و ایجاد سکونتگاههایی در ماه ارائه میکردند، اکنون کمکم پذیرفتهاند که این اهداف بسیار دشوارتر از آن چیزی هستند که پیشتر ادعا میشد. با این حال، رؤیاپردازی هزینهای ندارد؛ بنابراین همزمان با نزدیک شدن به پایان بازیهای المپیک زمستانی، بد نیست آیندهای را تصور کنیم که در آن رقابتهای ورزشی فراتر از مرزهای زمین برگزار میشوند.
ما تنها کسانی نیستیم که چنین ایدهای را در سر داریم. وبسایت Space.com بررسی جالبی انجام داده و توضیح داده است که چرا در سراسر منظومه شمسی، زمین عملاً تنها جایی است که شرایط مناسب برای اسکی را دارد. البته باید توجه داشت که کمتر از نیمی از مدالهای بازیهای زمستانی ۲۰۲۶ میلان کورتینا صرفاً به رشتههای اسکی اختصاص دارد و حدود یکهشتم دیگر نیز ترکیبی از اسکی با چالشهای دیگر است. پس تکلیف سایر رشتههای زمستانی چه میشود؟
همانطور که Space.com اشاره کرده، روی ماه برفی وجود ندارد که بتوان روی آن اسکی کرد؛ هرچند هریسون اشمیت، فضانورد مأموریت آپولو ۱۷، گفته بود تجربه اسکی صحرانوردی به او کمک کرده تا روی سطح ماه راحتتر حرکت کند. در مریخ نیز بیشتر یخها از دیاکسیدکربن منجمد تشکیل شدهاند؛ یخی که با گرم شدن به گاز تبدیل میشود و تحت فشار سفتتر میگردد، اما لایه نازک آب مایعی را که راز سر خوردن نرم اسکی روی زمین است، ایجاد نمیکند. در بهترین حالت، اسکی روی مریخ به مهارتها و تجهیزات کاملاً متفاوتی نیاز خواهد داشت و حتی ممکن است اساساً غیرممکن باشد. یخهای نیتروژنی و متانی پلوتو نیز دستکم به همین اندازه چالشبرانگیز هستند و اگرچه گرانش ضعیفتر ممکن است در نگاه اول مزیت به نظر برسد، در عمل میتواند همهچیز را دشوارتر کند.
سطح قمر اروپا از نظر شیمیایی مناسبتر به نظر میرسد، زیرا عمدتاً از آب یخزده (H2O) تشکیل شده است؛ اما سرمای شدید باعث میشود یخ آن بسیار سخت و غیرپودری باشد. علاوه بر این، نبودِ جوّ قابلتوجه مانع شکلگیری لایه لغزندهای میشود که اسکیبازان زمینی به آن وابستهاند. وضعیت در سایر دنیاهای یخی حتی افراطیتر است. زحل، اورانوس و نپتون فاصله بیشتری از خورشید دارند و این موضوع یخهای اقمارشان را سختتر و شکنندهتر میکند. بهجز تیتان و تریتون، گرانش این اقمار نیز پایینتر است و فرصت کمتری برای ایجاد فشار رو به پایین لازم جهت اسکی فراهم میکند.
رشتههایی که بر یخ متکی هستند، نه بر برف، امیدبخشتر به نظر میرسند؛ هرچند همچنان با چالشهایی روبهرو خواهند بود.

اکنون میدانیم که یخ در دهانههای قطب جنوب ماه باقی مانده است؛ به همین دلیل توجه بسیاری به این منطقه جلب شده است. با این حال، در آنجا دریاچههای یخزدهای وجود ندارد که بتوان روی آنها اسکیت سرعت یا حرکات نمایشی مانند پرشهای سهگانه آکسل انجام داد. مدتها طول کشید تا از وجود این یخها آگاه شویم، زیرا نهتنها مناطق قطبی ماه کمتر مشاهده شده بودند، بلکه یخها با غبار ماه و سنگهای خردشده موسوم به رگولیت درهم آمیختهاند. بعید است بتوان در کف دهانههای ماه اسکیت کرد، هرچند تا زمانی که بررسیهای میدانی انجام نشود، نمیتوان با قطعیت نظر داد.
همچنین هیچ چشماندازی برای ایجاد پیستهای طبیعی یخی جهت سورتمهسواری، لوژ یا اسکلت وجود ندارد.
از سوی دیگر، بسیاری از رشتههای المپیک هماکنون در سالنهای سرپوشیده برگزار میشوند و این روند میتواند در جهانهای دیگر نیز ادامه یابد. از نظر تئوریک، یک مستعمره قمری میتواند در فضای داخلی خود پیست یخ بسازد. اسکیت سرعت در چنین شرایطی شاید به کمی عادت نیاز داشته باشد، اما گرانش یکششم زمین میتواند اسکیت نمایشی را شگفتانگیز کند؛ تصور کنید ورزشکاران تا چه اندازه میتوانند در طول پرشهای بلندتر، چرخشهای بیشتری اجرا کنند.
با این حال، واقعبینانه آن است که سکونتگاههای قمری همواره با محدودیت شدید منابع آب مواجه خواهند بود، زیرا استخراج یخ موجود بسیار دشوار است. در چنین شرایطی، ساخت پیستهای اسکیت به اندازه استخرهای شنا پرهزینه و تجملی خواهد بود. جمعآوری یخ کافی برای پوشاندن دیواره یک دهانه و ایجاد مسیر سرسره نیز تقریباً غیرقابلتصور است. البته اگر روزی چنین کاری انجام شود، گرانش کم شاید تنها عاملی باشد که بیشتر ما را برای نشستن روی سورتمه لوژ آسودهخاطر میکند.
در مریخ نیز وضعیت مشابهی برقرار است. هرچند یخ خشک (دیاکسیدکربن جامد) بهویژه در نزدیکی قطبها فراوان است، اما یخ آب ارزشمند و کمیاب خواهد بود. این یخ نه آنقدر خالص است که بتوان در فضای باز روی آن اسکیت کرد و نه آنقدر فراوان که بتوان در گنبدهای سرپوشیده پیستهای بزرگ ساخت. عطارد نیز در قطبهای خود یخ دارد، اما بعید است سطح آن برای اسکیت مناسب باشد.
در اقمار غولهای گازی شرایط متفاوت است. بهجز آیو و تیتان، یخ آب در بسیاری از این دنیاها فراوان است. اگر روزی در آنها مستعمرهای ایجاد شود، احتمال دارد اسکیت روی یخ به یک فعالیت محبوب در فضاهای سرپوشیده تبدیل شود. حتی میتوان دستگاههای تولید برف ساخت و دهانههایی را با سقف پوشاند تا شیبها به پیست اسکی تبدیل شوند؛ به این ترتیب، مشکل دما و نبود جو برطرف میشود، هرچند گرانش تغییر نخواهد کرد.
با چنین گرانش اندکی برای مثال، گانیمد که بیشترین جاذبه را در میان این اقمار دارد، تنها حدود یکهفتم گرانش زمین را ارائه میدهد رقابتهای ورزشی کاملاً متفاوت خواهند بود. همانطور که گفته شد، اسکیت در گرانش پایین میتواند حرکاتی خلق کند که مسابقات زمینی در برابر آن رنگ ببازد. اما در مقابل، اسکی سرعت شاید جذابیت خود را از دست بدهد، زیرا سقوط و حرکت رو به پایین بسیار کندتر خواهد بود. اگر بتوان سقفی محافظ و بزرگ ساخت، پرش اسکی میتواند خارقالعاده باشد؛ چرا که هر پرش با فرودی آنقدر آهسته پایان مییابد که گویی بیپایان است.
با این حال، پرسش دشوارتر آن است که آیا میتوان در فضای باز این اقمار یخی اسکی یا اسکیت کرد. سرمای شدید و نبود جو، تشکیل لایه لغزنده آب میان تیغه اسکیت و یخ را مختل میکند. حتی تغییر سه درجه سانتیگراد میتواند بر حرکت اسکیتبازان تأثیر بگذارد، به همین دلیل دمای پیستهای اسکیت نمایشی و هاکی روی یخ بهطور جداگانه تنظیم میشود. دمای منفی ۱۷۰ درجه سانتیگراد اروپا بدون اصلاحات فناورانه بسیار نامناسب خواهد بود.
هرچه دما پایینتر باشد، فشار بیشتری برای ذوب کردن یخ زیر تیغه لازم است و گرانش کم اعمال این فشار را دشوار میکند. لباسهای فضایی سنگین اندکی فشار اضافه ایجاد میکنند، اما کافی نیست. با این حال، تیغههای کوتاهتر و تیزتر میتوانند نیرو را روی سطح کوچکتری متمرکز کنند و فشار را افزایش دهند. شاید بتوان اسکیتهایی مهندسی کرد که روی اروپا کار کنند، اما بعید است نمونههای طراحیشده برای زمین پاسخگو باشند.
چند رشته دیگر نیز نیازمند بررسیاند. بیاتلون در اصل به اسکی وابسته است و چالش اصلی همان حرکت روی برف یا یخ خواهد بود. رشته اسکی کوهستان (اسکیمو) که تازه به برنامه المپیک افزوده شده، در شکل کنونیاش برای جهانهای دیگر چندان مناسب نیست، اما شاید بتوان آن را تطبیق داد. میتوان تصور کرد شرکتکنندگان روی مریخ یا گانیمد از شیبهای سنگی بالا بروند و از سوی دیگر روی ترکیبی از یخ و رگولیت پایین بیایند و امیدوار باشند گرانش کم و لباس فضایی از استخوانهایشان محافظت کند.
در هاکی روی یخ شاید لازم باشد از پوک سنگینتری استفاده شود تا اثر گرانش کم جبران شود؛ در غیر این صورت، پوک زمان بیشتری را در هوا سپری خواهد کرد، هرچند این موضوع مانع رقابت نمیشود. سایر قوانین مشابه اسکیت باقی خواهند ماند.
و در نهایت، کرلینگ را در نظر بگیرید. تنها یک نقطه در زمین از نظر زمینشناسی برای ساخت سنگهای کرلینگ مناسب شناخته شده است؛ بنابراین یافتن منبعی فرازمینی اهمیت زیادی خواهد داشت. از سوی دیگر، با توجه به اینکه پس از یک قرن هنوز رفتار پیچیده سنگهای کرلینگ را کاملاً درک نکردهایم، بردن آنها به محیطی با گرانش کم شاید صرفاً برای اهداف پژوهشی هم ارزشمند باشد.





