با وجود سابقه طولانی در استفاده بالینی از داروهای بیهوشی، مکانیسمهای دقیق و اثرات آنها بر سیستم عصبی همچنان رازآلود باقی مانده است. دانشمندان همواره در تلاشند تا ابعاد تازهای از نحوه تاثیر این داروها بر افراد مختلف را کشف کنند.
در یک مطالعه جدید روی موشها که نتایج آن در Science Advances منتشر شده، پژوهشگران با پدیدهای شگفتآور روبهرو شدهاند. بیهوشی با داروی کتامین باعث بازسازی بافتهای مغزی میشود، اما این تغییرات ساختاری تنها در نمونههای ماده رخ میدهد.

ساندرا زیگرت، نوروبیولوژیست و از نویسندگان ارشد این تحقیق، در این باره اظهار میکند که مشاهده چنین نتیجهای برای تیم پژوهشی کاملاً غیرمنتظره بوده است. هنگامی که محققان مغز موشهای دریافتکننده کتامین را بررسی کردند، متوجه شدند سلولهای ایمنی اصلی سیستم عصبی موسوم به میکروگلیا، با استفاده از زائدههای بازوییشکل خود، نورونهای مغزی را در آغوش میکشند.

این تعامل و در آغوش کشیدن سلولی، موجب افزایش شکلگیری سیناپسها یعنی همان محلهای اتصال بین سلولهای عصبی میشود. دوره بهبودی پس از بیهوشی، که ممکن است تا ۴۸ ساعت به طول بینجامد، ظاهراً بستر مناسبی را برای بازسازی و انعطافپذیری مغز فراهم میکند.

آلساندرو ونتورینو، پژوهشگر ارشد این مطالعه، عنوان کرد که نکته بسیار جذاب برای آنها مشاهده این میزان از انعطافپذیری مغزی صرفاً در موشهای ماده بوده است. محققان برای بررسی دقیق این موضوع، تغییرات مغزی موشهای زنده را از طریق یک پنجره جمجمهای رصد کردند.
حدود یک ساعت پس از تزریق کتامین، سلولهای میکروگلیا تماسهای بیشتری با نورونها در مغز موشهای ماده برقرار کردند. با این حال، اگر موشها در هفته منتهی به بیهوشی تغذیه خاصی داشتند، تراکم میکروگلیا در مغز به شدت کاهش مییابد و از بروز اثرات ناشی از بیهوشی جلوگیری میشود.

پس از توالییابی نزدیک به ۳۷ هزار سلول مغزی و بررسی تغییرات فعالیت دو هزار ژن، پژوهشگران توانستند تعامل خاصی میان ژنها و هورمونها پیدا کنند. ونتورینو در این زمینه توضیح میدهد که سطح هورمون کورتیکوسترون در دوران بهبودی از بیهوشی افزایش مییابد.
این هورمون بهطور خاص ژن پاسخ به استرس یعنی Fkbp5 را در سلولهای میکروگلیا فعال میکند. این ژن پروتئینی را رمزگذاری میکند که به سلول در مدیریت سیگنالهای استرس یاری میرساند و ظاهراً میکروگلیا را به تعامل بیشتر با نورونها ترغیب میکند.
دانشمندان با برداشتن غدد فوقکلیوی موشها که منبع اصلی کورتیکوسترون است، مشاهده کردند که فعالیت میکروگلیا در پاسخ به کتامین کاهش مییابد. تزریق مجدد کورتیکوسترون این واکنش را احیا کرد و نقش کلیدی این مسیر هورمونی را به اثبات رساند.
هنوز به درستی مشخص نیست چرا موشهای نر چنین پاسخ تطبیقی را در مغز خود نشان نمیدهند. پژوهشگران یادآور میشوند که هورمونهای جنسی در این فرایند نقش دارند، اما نمیتوانند بهتنهایی تمام این تفاوت را توجیه کنند.
زیگرت این پدیده را به فشارهای تکاملیافته متفاوتی تشبیه میکند که مادهها در طول تاریخ با آنها مواجه بودهاند. این یافتهها ضرورت انجام مطالعات بیشتر، به ویژه بررسی تفاوتهای بالینی وابسته به جنسیت را آشکار میسازد.
از آنجا که کتامین برای درمان افسردگی نیز کاربرد دارد، انعطافپذیری مغز میتوانند شمشیری دو لبه باشد. در حالی که میزان مناسب آن مفید است، افراط یا تفریط در آن زمینه را برای بروز اختلالات اعصاب و روان فراهم میکند.
نتیجهگیری
شناخت تفاوتهای جنسیتی در پاسخ به داروهای بیهوشی و اعصاب، گامی حیاتی برای ارائه بهترین روشهای درمانی است. این تحقیق راه را برای درک بهتر مکانیسمهای مغزی و توسعه درمانهای ایمنتر هموار میسازد.





