اسکیزوفرنی و اختلال دوقطبی از جمله شرایط پیچیدهای هستند که میتوانند ادراک، تفکر و خلقوخوی افراد را تحتتأثیر قرار دهند. در حالی که یکی با توهم و اختلال در تفکر و دیگری با نوسانات شدید انرژی شناخته میشود، پژوهشهای جدید نشان میدهند که مغز این دو گروه شباهتهای ساختاری غافلگیرکنندهای با یکدیگر دارد.
نتایج پژوهش تازهای که در نشریه فرانتیرز این سایکیاتری انتشار یافته است، نشان میدهد افرادی که با یکی از این دو اختلال دستوپنجه نرم میکنند، در مقایسه با افراد سالم، از هماهنگی کمتری میان نواحی مختلف و دورافتاده مغز خود برخوردارند. البته پژوهشگران دریافتند که این تفاوتها و گسستگیهای عصبی در بیماران مبتلا به اسکیزوفرنی به شکل گستردهتری قابل مشاهده است.
پژوهشگران با بررسی اسکنهای امآرآی عملکردی در حالت استراحت متوجه شدند که در هر دو گروه بیمار، شبکه فعالیتهای مغزی همگامسازی کمتری با یکدیگر دارد. این پدیده به معنای کاهش فعالیت کلی مغز نیست، بلکه نشاندهنده افت هماهنگی و ارتباط میان مناطق گوناگون مغزی است که میتواند پردازش و ترکیب اطلاعات را با دشواری مواجه سازد.

علاوه بر این، بررسیها حاکی از آن است که الگوهای ارتباطی در بخشهای مرتبط با حافظه، هیجان، توجه و پردازشهای حسی در هر دو گروه دچار دگرگونی شده است. با این حال، دامنه این تغییرات در اسکیزوفرنی وسیعتر بوده و حتی نواحی مربوط به پردازش صدا، زبان و تشخیص چهره را نیز در بر میگیرد؛ تغییراتی که در گروه مبتلا به اختلال دوقطبی مشاهده نشد.
این یافتههای تازه با پژوهشهای ژنتیکی پیشین همخوانی دارد؛ مطالعاتی که نشان داده بودند اسکیزوفرنی و اختلال دوقطبی حدود ۷۰ درصد از عوامل ژنتیکی خود را به طور مشترک دارند. با این وجود، پژوهشگران تأکید میکنند که این تصاویر مغزی در حال حاضر برای تشخیص بالینی افراد قابل استفاده نیستند، چرا که این مطالعه تنها یک مقطع زمانی را ثبت کرده و نیازمند بررسیهای گستردهتر است.
محققان در این زمینه توضیح دادند که ناهنجاریهای شبکه عصبی زیربنای مغز ممکن است در آینده به عنوان نشانگرهای زیستی برای تشخیص، پیشآگهی و هدایت درمان به کار گرفته شوند. با این وجود، انجام مطالعات بزرگتر بر روی بیماران جدید و پیش از شروع داروودرمان برای تایید این الگوها ضروری به نظر میرسد.
نتیجهگیری
در نهایت، این مطالعه پرده از ریشههای زیستی مشترک میان دو اختلال روانی برمیدارد و نشان میدهد شبکه ارتباطی مغز در مبتلایان به اسکیزوفرنی و دوقطبی دچار نقص هماهنگی مشابهی است. با اینکه این دستاورد هنوز به عنوان یک تست بالینی کاربرد ندارد، اما گامی مهم در جهت درک بهتر پیچیدگیهای مغز انسان به شمار میرود که جزئیات کامل آن در مجله تخصصی روانپزشکی چاپ شده است.





