در هفتم فوریه ۱۹۸۴، فضانورد بروس مککندلس دوم، در حالی که تنها ۴۶ سال داشت، با استفاده از واحد مانور سرنشیندار (MMU) از فضاپیمای شاتل چلنجر جدا شد و نخستین انسانی بود که بدون هیچگونه اتصال ایمنی، آزادانه در فضا پرواز کرد.
مککندلس که پیش از این سابقه ارتباط با مرکز کنترل ماموریتها را نیز داشت، هنگام جدا شدن از شاتل، با شوخی جمله معروف نیل آرمسترانگ را تکرار کرد: «شاید این گامی کوچک برای نیل بود، اما برای من یک جهش بزرگ است.» این جمله که در جریان فرود آپولو ۱۱ بر روی ماه گفته شده بود، در آن لحظه طنینی خاص داشت.
با وجود شوخی، این پرواز با خطرات جدی همراه بود. مککندلس با استفاده از جتهای کوچک گاز فشرده، فاصله خود را از شاتل افزایش داد. در صورت بروز هرگونه نقص فنی در MMU، هیچ طناب نجاتبخشی برای بازگرداندن او وجود نداشت، هرچند شاتل چلنجر و یک MMU دیگر برای عملیات احتمالی نجات در دسترس بودند.
این دستگاه که «واحد مانور سرنشیندار» نام داشت، بیشتر شبیه یک قطعه مبلمان بود تا یک کولهپشتی. وزن آن ۳۴۰ پوند بود، یعنی نزدیک به یک یخچال، هرچند در محیط بیوزنی، این وزن سنگینی محسوب نمیشد. هدایت آن از طریق پاشش گاز فشرده انجام میشد؛ جتهای نیتروژنی، مککندلس را در جهتی که دستگیرههای کنترلی روی دستههای صندلی فرمان میدادند، به حرکت درمیآوردند.
توسعه این دستگاه بیش از یک دهه به طول انجامید و مککندلس در کنار مهندس ناسا، چارلز «اد» ویتست، در شکلدهی آن نقش داشت. ویتست آن را «مفهوم خودروی کرایهای» نامید، به این معنی که هر فضانورد با آموزش اندک میتوانست آن را هدایت کند. همکار او، رابرت استوارت، که او نیز در آن روز از MMU استفاده کرد، گفت: «من تصمیم گرفتم که این راحتترین چیزی بود که تا به حال پرواز کردهام.»
حرکت به سوی ۱۰۰ متری
مککندلس این پرواز را در چند مرحله انجام داد. او ابتدا ۱۵۰ فوت (حدود ۴۵ متر) دور شد و سپس بازگشت، پیش از آنکه مسافت بیشتری را طی کند. در دورترین نقطه، او به ۳۲۰ فوت (تقریباً ۹۸ متر) از شاتل چلنجر رسید. کل این پرواز انفرادی، ۱ ساعت و ۲۲ دقیقه به طول انجامید.
بسیاری میپرسند که آیا او در آن تنهایی، با زمین آبی رنگ در زیر و سیاهی مطلق در اطراف، ترسی نداشته است؟ پاسخ او به عنوان یک مهندس که به دستگاهش اعتماد داشت، این بود: «من میدانستم که قوانین فیزیک اخیراً نقض نشدهاند.» این آرامش، تا حدی کمدی به نظر میرسید، اما در عین حال نشاندهنده اعتماد عمیق او به عملکرد دقیق قوانین فیزیک بود.
هدف واقعی پرواز
تصویر این پرواز اغلب بر جنبه نمایشی آن تأکید دارد، اما نباید هدف عملی آن را نادیده گرفت. پرواز آزاد، وظیفهای مشخص داشت.
در نوامبر ۱۹۸۴، در مأموریت STS-51A، فضانوردان دیل گاردنر و جو آلن از MMU برای بازیابی دو ماهواره مخابراتی به نامهای «پالاپا B2» و «وستر ۶» استفاده کردند که در مدارهای بیفایده قرار گرفته بودند. این جتپک به تبدیل ماهوارههای از دست رفته به فضاپیماهایی قابل بازگشت کمک کرد.
اما این فناوری به سرعت کنار گذاشته شد. MMU تنها در سه مأموریت شاتل، همگی در سال ۱۹۸۴، مورد استفاده قرار گرفت و دیگر هرگز به کار نرفت. بیشتر کارهای فضانوردی را میشد با استفاده از کابلهای ایمنی یا بازوی رباتیک شاتل انجام داد. همچنین، قوانین ایمنی پس از حادثه چلنجر، استفاده مجدد از آن را نیازمند تغییرات پرهزینه میکرد.
امروزه فضانوردان از کابلهای ایمنی استفاده میکنند و یک جتپک اضطراری کوچکتر به نام SAFER به عنوان آخرین راهحل در مواقع اضطراری حمل میشود. دوران ماهوارههای انسانی آزاد پرواز، در نهایت حدود ده ماه به طول انجامید.
تأمل بر تصویر
عکس بروس مککندلس، با لباس سفید در برابر سیاهی مطلق و انحنای آبی زمین در پسزمینه، یکی از پربازدیدترین تصاویر تاریخ سفرهای فضایی است. آنچه چشم را خیره میکند، نه فناوری، بلکه انسانی است که با اتکا به محاسبات، پذیرفته بود تا اینچنین از ایمنی فاصله بگیرد.
این تصویر، همزمان تداعیگر جسارت جدا شدن و کوچکی انسان در برابر عظمت فضا است. این تصویر به آرامی از هر کسی که به آن خیره شود، این پرسش را مطرح میکند: تا چه فاصله دوری پیش خواهید رفت پیش از آنکه تصمیم بگیرید، همینجا کافی است؟





