سانی ویلیامز و بوچ ویلمور در ۵ ژوئن ۲۰۲۴ برای نخستین پرواز آزمایشی سرنشیندار فضاپیمای استارلاینر شرکت بوئینگ به فضا رفتند. قرار بود این مأموریت حدود هشت روز طول بکشد. اما آنها سرانجام در ۱۸ مارس ۲۰۲۵، پس از ۲۸۶ روز اقامت در فضا، به جای فضاپیمایی که آنها را به مدار برده بود، با یک کپسول دراگون اسپیسایکس به زمین بازگشتند.
طولانی شدن مأموریت نه تلاشی برای ثبت رکورد بود، نه یک آزمایش مخفیانه طولانیمدت و نه تصمیم دو فضانوردی که صرفاً ترجیح داده بودند بیشتر در فضا بمانند. فضاپیمای استارلاینر هنگام نزدیک شدن به ایستگاه فضایی بینالمللی با نشتیهای بیشتر هلیوم مواجه شد و پنج موتور جت کنترل وضعیت آن نیز نیروی رانش قابلاعتماد خود را از دست دادند.
ناسا و بوئینگ در طول تابستان، موتورهای پیشران را آزمایش کردند، دادههای تلهمتری را مورد تجزیهوتحلیل قرار دادند و مشکل را روی زمین بازسازی کردند. این بررسیها مکانیسمهای احتمالی خرابی را مشخص کرد، اما اطمینان کافی به ناسا نداد که سیستم پیشرانش در تمام مراحل بازگشت سرنشیندار بتواند رفتاری قابل پیشبینی داشته باشد.
ناسا در ۲۴ اوت تصمیم گرفت استارلاینر را بدون سرنشین به زمین بازگرداند. در نتیجه، ویلیامز و ویلمور بخشی از مأموریت طولانیمدت ایستگاه فضایی شدند و دو صندلی که از ابتدا برای آنها در پرواز بازگشت کرو-۹ اسپیسایکس خالی نگه داشته شده بود، به آنها اختصاص یافت.
این تفاوت اهمیت زیادی دارد. یک فضاپیما میتواند همچنان توانایی فرود داشته باشد، اما میزان عدمقطعیت موجود در عملکرد آن بیشتر از چیزی باشد که ناسا حاضر است با حضور انسان در داخل آن بپذیرد. استارلاینر در نهایت با موفقیت و بهصورت خودکار وارد جو زمین شد و فرود آمد، اما زمانی که مدیران ناسا مجبور بودند تصمیم بگیرند، این نتیجه موفقیتآمیز هنوز اتفاق نیفتاده بود.
برنامه هشتروزه واقعی بود، حتی اگر مأموریت آزمایشی بود
آزمایش پرواز سرنشیندار استارلاینر در ۵ ژوئن ساعت ۱۰:۵۲ صبح به وقت شرق آمریکا از کیپ کاناورال و با استفاده از موشک اطلس V متعلق به ائتلاف پرتاب متحد انجام شد. ویلمور فرمانده مأموریت و ویلیامز خلبان آن بودند. هر دو فضانورد، خلبانان آزمایشی باسابقه نیروی دریایی آمریکا و فضانوردانی باتجربه بودند.
استارلاینر پیش از این دو آزمایش مداری بدون سرنشین را پشت سر گذاشته بود؛ هرچند نخستین آزمایش در سال ۲۰۱۹ نتوانست به ایستگاه فضایی برسد و آزمایش دوم تا سال ۲۰۲۲ انجام نشد. مأموریت سال ۲۰۲۴ با هدف آزمایش کامل سامانه حملونقل انسانی طراحی شده بود تا ناسا بتواند پس از آن، بوئینگ را برای انجام مأموریتهای معمول جابهجایی خدمه تأیید کند.
قرار بود اقامت فضانوردان تقریباً یک هفته باشد و معمولاً از آن بهعنوان مأموریتی هشتروزه یاد میشد. پروازهای آزمایشی معمولاً انعطافپذیری زمانی دارند و ناسا در طول تأخیرها تأکید میکرد که مأموریت همچنان در حال جمعآوری دادههای ارزشمند است. اما هیچکدام از این موارد باعث نمیشود یک پرواز ۲۸۶روزه را بخشی از برنامه اولیه بدانیم. ویلیامز و ویلمور برای یک مأموریت کوتاه صدور گواهینامه آماده شده بودند، نه یک مأموریت ۹ماهه.
گزارش قبلی اسپیسدیلی درباره طولانی شدن غیرعادی این پرواز نیز روند کلی ماجرا را دنبال کرده بود. اما بررسیهای بعدی روشنتر کردند که چرا کپسولی که در نهایت سالم به زمین نشست، همچنان نمیتوانست معیار لازم برای بازگرداندن خدمه را در اختیار ناسا قرار دهد.
استارلاینر با یک مشکل جدی در سیستم پیشرانش به ایستگاه رسید
نخستین هشدار حتی پیش از پرتاب ظاهر شده بود. مهندسان یک نشتی کوچک هلیوم را در یکی از مانیفولدهای سیستم کنترل واکنش ماژول سرویس استارلاینر پیدا کردند. هلیوم برای تحت فشار قرار دادن خطوط سوخت استفاده میشود و خودِ سوخت نیست. ناسا و بوئینگ این نشتی را بررسی کردند و با وجود آن، مجوز پرواز را صادر کردند.
در جریان نزدیک شدن فضاپیما به ایستگاه در ۶ ژوئن، نشتیهای هلیوم بیشتری ظاهر شد. مسئله مهمتر این بود که پنج موتور از ۲۸ موتور کنترل واکنش بخش عقبی فضاپیما، پس از آنکه نیروی رانشی کمتری نسبت به مقدار فرماندادهشده تولید کردند، بهصورت خودکار از مدار عملیاتی خارج شدند. این موتورها برای کنترل جهتگیری و حرکات دقیق استارلاینر در نزدیکی ایستگاه فضایی مورد استفاده قرار میگرفتند.
بر اساس تحقیقات ناسا در سال ۲۰۲۶، خدمه در جریان نزدیک شدن به ایستگاه، بهطور موقت کنترل کامل ششدرجهآزادی فضاپیما را از دست دادند. به زبان ساده، استارلاینر دیگر نمیتوانست با اطمینان تمام ترکیبهای لازم از جابهجایی و چرخش را برای مانور آزادانه اجرا کند. کنترل دستی توسط خدمه و بازگشت عملکرد برخی از موتورها باعث شد فضاپیما بتواند به مسیر خود ادامه دهد و همان بعدازظهر به ایستگاه متصل شود.
چهار مورد از پنج موتور آسیبدیده بعداً دوباره به مدار عملیاتی بازگشتند. استارلاینر در ایستگاهی امن قرار داشت، خدمه سالم بودند و کمبود فوری تجهیزات و مواد غذایی نیز وجود نداشت. به همین دلیل، این حادثه شبیه وضعیتی نبود که یک کپسول فضایی بدون کنترل در فضا در حال چرخش باشد.
با این حال، مشکل بسیار فراتر از یک ناراحتی جزئی بود. موتورهای ماژول سرویس پس از جدا شدن استارلاینر از ایستگاه بار دیگر برای کنترل فضاپیما، انجام مانور کاهش ارتفاع و جدا شدن کپسول حامل خدمه مورد نیاز بودند. اگر مشکل در مرحله نامناسبی دوباره رخ میداد، حاشیه ایمنی موجود برای ورود مجدد به جو و فرود ایمن میتوانست کاهش پیدا کند.
آزمایشهای زمینی یک مکانیسم احتمالی را مشخص کردند، نه نتیجه پرواز بعدی را
نگه داشتن استارلاینر در ایستگاه فضایی به مهندسان زمان بیشتری برای بررسی مشکل داد. آنها آزمایشهای شلیک گرم موتورهای فضاپیما را انجام دادند، میزان نشتی هلیوم را بررسی کردند و یک موتور مشابه را در تأسیسات آزمایش White Sands ناسا در نیومکزیکو طی چرخههای متعدد روشن کردند.
آزمایشهای زمینی توانستند کاهش عملکرد موتور را بازسازی کنند. روشن کردن مکرر موتور میتوانست باعث تجمع گرما در محفظه فشردهای در ماژول سرویس شود که موتورهای جت در آن قرار داشتند. این گرما میتوانست یک آببند تفلونی را در شیر اکسیدکننده تغییر شکل دهد و در نتیجه جریان پیشران را محدود و نیروی رانش را کاهش دهد.
پیدا کردن یک مکانیسم احتمالی برای مشکل، دستاورد مهمی بود. اما تبدیل این مکانیسم به یک پیشبینی قابلاعتماد درباره رفتار فضاپیمای واقعی دشوار بود. ماژول سرویس استارلاینر هنگام اتصال به ایستگاه قابل بازرسی نبود و پیش از فرود نیز دور انداخته میشد؛ بنابراین مهندسان نمیتوانستند پس از فرود، قطعه معیوب را برای بررسی فیزیکی کامل بازیابی کنند.
مدلهای مختلف نیز درباره میزان فشار حرارتی واردشده به موتورهای جت هنگام جدا شدن از ایستگاه و مراحل بازگشت اختلاف نظر داشتند. برخی مهندسان معتقد بودند وجود سامانههای پشتیبان باقیمانده و تغییر در پروفایل پرواز باعث میشود بازگشت خدمه با استارلاینر همچنان قابل پشتیبانی باشد. برخی دیگر هنوز قانع نشده بودند که دامنه احتمالی خرابی بهطور کامل مشخص شده است.
ناسا در اعلام تصمیم ۲۴ اوت، مسئله اصلی را عدمقطعیت و نبود توافق کامل میان کارشناسان توصیف کرد. این سازمان نگفت که استارلاینر حتماً شکست خواهد خورد. بلکه به این نتیجه رسید که ریسک حلنشده با الزامات ایمنی و عملکردی ناسا برای پروازهای سرنشیندار مطابقت ندارد.
این توصیف دقیقتر از این جمله است که «موتورها خراب بودند». چند موتور دوباره فعال شده بودند و روشهایی نیز برای محدود کردن میزان استفاده از آنها وجود داشت. چیزی که ناسا نداشت، اطمینان کافی از این موضوع بود که سیستم را به اندازهای دقیق درک کرده است که بتواند دو انسان را برای بازگشت داخل آن قرار دهد.
فرود موفقیتآمیز بدون سرنشین، تصمیم ناسا را اشتباه نمیکند
استارلاینر در ۶ سپتامبر ۲۰۲۴ بدون ویلیامز و ویلمور از ایستگاه جدا شد و اوایل روز ۷ سپتامبر در محل فرود White Sands Space Harbor در نیومکزیکو به زمین نشست. سیستم پیشرانش توانست مانورهای ضروری را انجام دهد، کپسول خدمه از ماژول سرویس جدا شد، چترهای نجات باز شدند و کیسههای هوا فرود کپسول در بیابان را نرم کردند.
ممکن است با نگاه به این موفقیت، این تصور ایجاد شود که فضانوردان میتوانستند با همان فضاپیما به زمین بازگردند. اما چنین برداشتی نتیجهای را که بعداً مشاهده شد با اطلاعاتی که ناسا پیش از تصمیمگیری در اختیار داشت، اشتباه میگیرد.
اگر یک سیستم دارای یک حالت خرابی باشد که هنوز بهطور کامل درک نشده است، یک پرواز موفق بهتنهایی ثابت نمیکند که تمام پروازهای احتمالی آن به اندازه کافی ایمن هستند. بازگشت بدون سرنشین نیز دقیقاً همان شرایطی را که در صورت حضور انسان ایجاد میشود، بازسازی نمیکند؛ زیرا حضور انسان الزامات عملیاتی متفاوتی ایجاد میکند و از دست رفتن کنترل در یک مأموریت سرنشیندار بسیار غیرقابلقبولتر از نابودی یک وسیله آزمایشی بدون سرنشین است.
سؤال اصلی در ۲۴ اوت این نبود که آیا استارلاینر مسیری برای فرود دارد یا خیر. سؤال این بود که آیا ناسا میتواند با وجود یک گزینه کمخطرتر در ایستگاه فضایی، قرار دادن ویلیامز و ویلمور در معرض آن مسیر بازگشت را توجیه کند یا نه. پاسخ منفی بود.
سؤالات متداول ناسا درباره بازگشت مأموریت آزمایشی خدمه نیز همین تفاوت را نشان میدهد. استارلاینر پیش از آن ورودهای خودکار به جو را انجام داده بود و خدمه نیز برای مأموریت آموزش دیده بودند. تصمیم ناسا بر اساس مجموع عدمقطعیتهای مربوط به سیستم پیشرانش و هلیوم و مقایسه آنها با استانداردهای ناسا گرفته شد، نه به این دلیل که کنترل فضاپیما بهطور مطلق غیرممکن شده بود.
دو صندلی خالی در دراگون، تأخیر را به یک مأموریت طولانی تبدیل کرد
پس از آنکه ناسا بازگشت سرنشیندار استارلاینر را منتفی کرد، باید راهی برای قرار دادن دو فضانورد در برنامه جابهجایی خدمه ایستگاه فضایی پیدا میکرد. مأموریت کرو-۹ اسپیسایکس راهحل این مشکل بود.
کرو-۹ در ۲۸ سپتامبر با حضور نیک هیگ، فضانورد ناسا، و الکساندر گوربونوف، فضانورد روسکاسموس، به فضا پرتاب شد. کپسول دراگون این مأموریت برای چهار نفر طراحی شده بود؛ بنابراین دو صندلی خالی هنگام پرتاب، به صندلیهای بازگشت ویلیامز و ویلمور تبدیل شدند. تجهیزات مربوط به خدمه و امکانات لازم برای صندلیهای آنها نیز به ایستگاه منتقل شد.
این برنامه به لطف راهبرد تجاری ناسا در حوزه پروازهای سرنشیندار امکانپذیر شد؛ راهبردی که برای ایجاد دو سامانه مستقل آمریکایی سرمایهگذاری کرده بود. با این حال، این اتفاق نشان داد که در عمل بخش قابلتوجهی از ظرفیت عملیاتی به یکی از این دو سامانه، یعنی دراگون، وابسته است؛ در شرایطی که استارلاینر همچنان گواهینامه پرواز سرنشیندار دریافت نکرده بود.
ویلیامز و ویلمور در ماههای بعد در حالی که منتظر بازگشت بودند، صرفاً کنار وسایل بستهبندیشده خود ننشستند. ناسا آنها را در مأموریتهای اکسپدیشن ۷۱ و ۷۲ ادغام کرد. آنها در نگهداری ایستگاه، انجام تحقیقات علمی و اجرای راهپیماییهای فضایی مشارکت داشتند. ویلیامز همچنین در بخشی از این مأموریت طولانی، فرماندهی ایستگاه فضایی را بر عهده گرفت.
بازگشت آنها به ورود فضانوردان جایگزین کرو-۱۰ و انجام یک دوره کوتاه تحویل مسئولیتها وابسته بود. کرو-۱۰ در ۱۶ مارس ۲۰۲۵ به ایستگاه متصل شد. سپس کرو-۹ در ساعات ابتدایی ۱۸ مارس همراه با هیگ، گوربونوف، ویلیامز و ویلمور، با کپسول دراگون فریدام از ایستگاه جدا شد.
این کپسول در ساعت ۵:۵۷ عصر به وقت شرق آمریکا در نزدیکی سواحل فلوریدا در آب فرود آمد. طبق آمار نهایی ناسا، ویلیامز و ویلمور ۲۸۶ روز را در فضا سپری کردند، مسافت ۱۲۱ میلیون و ۳۴۷ هزار و ۴۹۱ مایل را طی کردند و ۴۵۷۶ بار به دور زمین چرخیدند.
توصیف آنها بهعنوان «گرفتارشدگان» هم قابل درک بود و هم ناقص
توصیفهای عمومی درباره وضعیت این دو فضانورد معمولاً به دو دسته تقسیم میشد. در یک دیدگاه، آنها فضانوردانی گرفتار بودند که منتظر عملیات نجات بودند. در دیدگاه دیگر، آنها متخصصانی ایمن بودند که مأموریت آزمایشیشان صرفاً طولانیتر شده بود. هر دو دیدگاه بخشی از واقعیت را بیان میکردند و بخشی دیگر را نادیده میگرفتند.
ویلیامز و ویلمور در شرایط اضطراری فوری برای بقا قرار نداشتند. ایستگاه فضایی بینالمللی غذا، اکسیژن، سرپناه، ارتباطات و چندین عضو باتجربه خدمه را در اختیار داشت. ناسا نیز بهطور مستمر برنامههای جایگزین برای بازگرداندن آنها را حفظ کرد و در نهایت آنها را در برنامه بازگشت کرو-۹ قرار داد.
اما فضاپیمایی که قرار بود آنها را به زمین بازگرداند، دیگر نمیتوانست استاندارد موردنظر ناسا برای بازگشت سرنشیندار را برآورده کند. آنها نمیتوانستند با یک پرواز تجاری عادی به خانه بازگردند و گزینه جایگزین نیز مستلزم انتظار برای یک کپسول دیگر در چارچوب برنامهای دقیق و مدیریتشده برای جابهجایی خدمه ایستگاه بود. بنابراین، حتی زمانی که خطر فوری کنترل شده بود، محدودیت واقعی همچنان وجود داشت.
نامیدن کرو-۹ بهعنوان یک «مأموریت نجات» نیز میتواند این تصور را ایجاد کند که اسپیسایکس یک پرواز اضطراری اختصاصی برای جمعآوری آنها به فضا فرستاده است. چنین اتفاقی رخ نداد. ناسا تعداد فضانوردانی را که در قالب یک مأموریت برنامهریزیشده به فضا میفرستاد از چهار نفر به دو نفر کاهش داد و از صندلیهای موجود در مسیر بازگشت برای ویلیامز و ویلمور استفاده کرد.
اقامت ۲۸۶روزه آنها نیز تلاشی برای ثبت رکورد نبود. هر دو فضانورد نقشهای عملیاتی ایجادشده در نتیجه این تصمیم را پذیرفتند، اما هیچکدام از آنها با هدف اقامت ۲۸۶روزه به فضا نرفته بودند. مدت حضور آنها در فضا همچنان از چندین مأموریت طولانیتر انفرادی کمتر بود. اهمیت این عدد در این است که نشان میدهد مأموریت آزمایشی تا چه اندازه از برنامه اولیه خود فاصله گرفت، نه اینکه آنها را در صدر جدول رکوردها قرار دهد.
تحقیقات سال ۲۰۲۶ شکست نهادی را آشکارتر کرد
ناسا در فوریه ۲۰۲۶ نتایج تحقیقات تیم بررسی برنامه درباره مأموریت آزمایشی خدمه استارلاینر را منتشر کرد. این سازمان از دست رفتن قابلیت مانورپذیری فضاپیما در جریان نزدیک شدن به ایستگاه را بهعنوان یک حادثه نوع A طبقهبندی کرد؛ جدیترین رده حادثه در سیستم ناسا که بر اساس از دست رفتن کنترل پرواز و پیامدهای مالی مربوط به حادثه تعیین میشود.
این طبقهبندی به این معنا نیست که ویلیامز و ویلمور سرنوشتی مشابه خدمهای داشتند که در حوادث دیگر نوع A جان خود را از دست دادهاند. بلکه به این معناست که این حادثه از آستانه رسمی شدت حوادث در ناسا عبور کرده است. این تحقیقات علاوه بر مشکلات فنی، کاستیهایی در صدور گواهینامه، نظارت، ارتباطات و درک مشترک از ریسک را نیز بررسی کرد.
تا ژوئن ۲۰۲۶، دفتر بازرس کل ناسا اعلام کرد که استارلاینر همچنان گواهینامه پرواز سرنشیندار دریافت نکرده و احتمالاً زودتر از سال ۲۰۲۷ این گواهینامه را دریافت نخواهد کرد. بر اساس بررسی این نهاد، مأموریت بعدی استارلاینر قرار است بهجای فضانوردان، محموله حمل کند تا ارتقای فنی سامانه در یک پرواز واقعی اعتبارسنجی شود.
برنامه ایستگاه فضایی ناسا در ماه مه ۲۰۲۶ نیز فرصتهای پرتاب مأموریت بدون سرنشین استارلاینر-۱ را همچنان در دست بررسی اعلام کرده بود؛ در حالی که تیمها روی مشکلات فنی و اقدامات نهایی تعیینشده در تحقیقات کار میکردند. بنابراین، پیامدهای مشکل سیستم پیشرانش در سال ۲۰۲۴ بسیار فراتر از یک تأخیر ساده در بازگشت فضانوردان به خانه ادامه پیدا کرد.
مأموریت به دلیل رعایت یک آستانه ایمنی طولانی شد
تصمیمهای مربوط به پروازهای سرنشیندار اغلب به انتخاب میان «ایمن» و «ناایمن» توصیف میشوند. اما تصمیم درباره استارلاینر دشوارتر از این بود. مدیران ناسا باید یک بازگشت نامطمئن اما احتمالاً موفق با یک فضاپیما را با اقامتی بسیار طولانیتر در فضا و سپس بازگشت با فضاپیمایی دیگر که سابقه عملیاتی بالغتری داشت، مقایسه میکردند.
ماندن در مدار نیز بدون خطر نبود. مأموریتهای طولانی فضانوردان را در معرض تشعشعات، تحلیل رفتن استخوانها و عضلات، تغییرات بینایی و خطرات معمول فعالیت در ایستگاه فضایی قرار میدهند. تغییر برنامه کرو-۹ نیز بر برنامههای کاری، خانوادهها، تحقیقات علمی و فضانوردانی که از فهرست اولیه این مأموریت کنار گذاشته شدند، تأثیر گذاشت.
با این حال، ناسا یک ایستگاه فضایی فعال و یک کپسول سرنشیندار آمریکایی دیگر در اختیار داشت. این تجهیزات چیزی را در اختیار ناسا گذاشتند که در زمان بروز یک نقص در فضا بهندرت وجود دارد: زمان.
ناسا میتوانست بدون پذیرش عدمقطعیت موجود در سیستم پیشرانش، بازگشت فوری فضانوردان را به تعویق بیندازد و در عین حال خدمه را در ایستگاه نگه دارد.
ویلیامز و ویلمور به این دلیل ۲۸۶ روز در فضا نماندند که کسی به دنبال تبلیغات ناشی از این عدد بود. آنها در مدار باقی ماندند، زیرا فضاپیمایی که آنها را به فضا برده بود دیگر نمیتوانست یک گزینه قابل دفاع و مورد توافق برای بازگرداندن خدمه باشد.
اینکه کپسول دراگون آنها را به خانه بازگرداند، به این معنا نیست که استارلاینر حتماً نمیتوانست این کار را انجام دهد. دراگون گزینهای کمخطرتر بود که ناسا میتوانست پیش از آنکه نتیجه فرود بدون سرنشین استارلاینر مشخص شود، استفاده از آن را توجیه کند.





