آیا تا به حال در تنهایی کامل صدایی شنیدهاید؟ یا حضور موجودی نامرئی را حس کردهاید؟ این تجربیات غیرعادی، که گاهی «تجربههای فراطبیعی» نامیده میشوند، برای بسیاری از افراد پیش میآیند.
مطالعهای جدید در برزیل نشان میدهد که بخش قابل توجهی از مردم، حدود ۶۰ درصد آمریکاییها، چنین تجربیاتی را گزارش کردهاند. این یافتهها نشان میدهد که این پدیدهها بسیار رایجتر از آن چیزی هستند که تصور میشود.
این تحقیقات که در مجله «PLOS One» منتشر شده است، به بررسی چگونگی پردازش این رویدادهای عجیب توسط انسانها میپردازد. روانشناسان با استفاده از پرسشنامهای جامع، به جمعآوری اطلاعات از بیش از ۵۰۰۰ نفر پرداختند.

رونالد فیشر، نویسنده ارشد این مطالعه، میگوید که تجربههایی مانند حس کردن حضور، دیدن رؤیا یا احساس خروج از بدن، در جمعیت عمومی بسیار شایعتر از آن چیزی است که نرخ تشخیص بالینی نشان میدهد. او تأکید میکند که بیشتر افرادی که این تجربیات را گزارش میکنند، بیمار نیستند و اغلب آنها را خنثی یا مثبت توصیف میکنند.
این تجربهها طیف وسیعی را شامل میشوند، از احساسات شدید شادی یا ترس گرفته تا دیدن رؤیا، شنیدن صدا، تجربههای خروج از بدن، ادراک فراحسی، یا حتی احساس زندگیهای گذشته.
شرکتکنندگان در این تحقیق همچنین در مورد وضعیت ذهنی خود در زمان تجربه، مکان، مدت زمان، دفعات تکرار و سن خود در هنگام وقوع، اطلاعاتی ارائه دادند. آنها همچنین در مورد اینکه چه کسی یا چه چیزی را مسئول این تجربه میدانستند (مانند نیروهای الهی یا ارواح) و دلیل احتمالی «انتخاب» شدن خود برای این رویداد، توضیحاتی دادند.

نتایج نشان داد که بیش از ۶۰ درصد از افراد در حالی که بیدار و هوشیار بودند، این تجربیات را داشتهاند و نزدیک به ۴۰ درصد در آن زمان تنها بودهاند. حدود ۳۶ درصد گزارش دادند که تجربه آنها چند دقیقه طول کشیده است، در حالی که ۲۷ درصد آن را بسیار کوتاه یا تقریباً آنی توصیف کردند.
در مورد دفعات تکرار، به طور شگفتانگیزی، برای حدود ۳۸ درصد از پاسخدهندگان، این تجربه دو تا سه بار رخ داده بود. حدود ۳۰ درصد نیز گفتند که این اتفاق فقط یک بار برایشان پیش آمده است.
دو سوم شرکتکنندگان اعلام کردند که تجربه در دوران بزرگسالی رخ داده یا شروع شده است، در حالی که بیش از ۲۰ درصد در دوران نوجوانی خود با پدیدهای عجیب روبرو شده بودند.
جالب اینجاست که ۳۶ درصد معتقد بودند که هیچ عاملی باعث این تجربه نشده است. پس از آن، «خدا یا خدایان» با ۱۶ درصد و «روح مقدس» با ۱۱ درصد قرار داشتند.
در خصوص دلیل وقوع، ۴۱ درصد آن را به شانس نسبت دادند و ۲۸ درصد گفتند که این یک «نشانه» یا پیام بوده است.
نکته قابل توجه این است که حدود نیمی از شرکتکنندگان در طول تجربه خود احساس شادی یا رفاه داشتند، در حالی که کمتر از یک چهارم رنج یا ناراحتی را تجربه کردند. همچنین، نیمی از آنها اثرات مثبت یا بسیار مثبتی بر زندگی خود پس از تجربه گزارش کردند.
فیشر میگوید: «برای بسیاری از مردم، چنین تجربیاتی میتواند معنادار باشد و به رشد شخصی و بینش منجر شود. برجسته کردن این نتایج مثبت بالقوه مهم است تا به مردم کمک کند معنای آنها را درک کنند و به عادیسازی آنها کمک کند.»
محققان تأکید میکنند که این نوع تجربیات عمدتاً مورد مطالعه آکادمیک قرار نگرفتهاند. درک بهتر این پدیدهها میتواند به حمایت از افرادی که گزارشهای عجیب و غریبی دارند، کمک کند.
فیشر ادامه میدهد: «مهمتر از همه، امیدواریم کار ما بتواند با تمرکز بر روشهای متنوعی که مردم این تجربیات را دارند و معنای آنها را درک میکنند، به رفع انگ اجتماعی کمک کند.» با این حال، او توصیه میکند که اگر این تجربیات با فعالیتهای روزمره تداخل پیدا کردند، افراد باید با یک متخصص یا فرد مورد اعتماد خود صحبت کنند.
این تحقیق در مجله PLOS One منتشر شده است.




