حدود ۳۲۰۰ سال پیش، تمدنهای متعددی در منطقه مدیترانه و اطراف آن سقوط کردند؛ رویدادی که با نام فروپاشی عصر برنز متأخر (LBA) شناخته میشود. مورخان مدتهاست متوجه شدهاند که رویدادهایی که احتمالاً الهامبخش ایلیاد و ادیسه هومر بودهاند، تقریباً در همین دوره رخ دادهاند.
نسلهای بعدی به دوره پیش از فروپاشی بهعنوان عصر طلایی نگاه میکردند؛ دورهای که ارزش بازگویی در داستانهای قهرمانانه را داشت. با این حال، احتمالاً عامل نابودی آن نه خدایان جنگطلب و همسران ربودهشده، بلکه خشکسالی طولانیمدت بوده است. پژوهشی جدید اکنون دلایل زیربنایی این رویداد را توضیح میدهد.
فناوریهای عصر برنز، انتقال مقادیر زیادی غذا را دشوار میکردند. بنابراین، زمانی که بلایای طبیعی رخ میدادند، گرسنگی و جنگ وارد چرخهای معیوب میشدند که میتوانست تمدنهای کاملی را نابود کند. باستانشناسان اغلب نشانههایی از وقوع خشکسالی پیش از سقوط شهرهای بزرگ پیدا کردهاند، اما بهندرت میدانستند چرا یک دوره زمانی بهطور خطرناکی خشک شده است.
کاترین پاور، دانشجوی دکترا در دانشگاه استکهلم، به دنبال پاسخ این پرسش بوده و اکنون با کمک مدلهای پیشرفته اقلیمی به نتایجی دست یافته است.
پاور در بیانیهای گفت: «ما دریافتیم که شدیدترین خشکسالیها نه در نتیجه یک رویداد اقلیمی منفرد، بلکه زمانی شکل گرفتند که چرخههای طبیعی اقلیمی در مقیاسهای زمانی مختلف با یکدیگر همزمان شدند. این موضوع توضیح میدهد که چرا خشکسالیهای مرتبط با فروپاشی عصر برنز متأخر تا این اندازه شدید بودند.»
پاور و پروفسور چیونگ ژانگ، مدل اقلیمی EC-Earth ۳.۳.۱ را که برای پیشبینی شرایط آینده سیاره استفاده میشود، ۸۰۰۰ سال به عقب بردند تا تغییرات اقلیمی منطقه مدیترانه را در طول این دوره بررسی کنند.
پاور گفت: «نتایج ما نشان میدهد که این منطقه طی هزاران سال بهتدریج خشکتر شده است؛ روندی که تغییرات آهسته در مدار زمین عامل آن بودهاند. در کنار این روند بلندمدت، نوسانات کوتاهمدتتری را نیز در اقیانوس اطلس و جو مشاهده کردیم.»
تغییرات ناشی از نیروهای سیارهای آنقدر آهسته رخ میدادند که تمدنها میتوانستند خود را با آنها سازگار کنند و حتی در برخی مناطق نیز روند کلی خشکشدن مشاهده نمیشد. در مقابل، چرخههای کوتاهمدت که عواملی مانند گردش واژگونی نصفالنهاری اقیانوس اطلس (AMOC) و سطح شوری دریای مدیترانه بر آنها تأثیر میگذارند، میتوانستند مردم را غافلگیر کنند و گاهی مناطق وسیعتری را بهطور همزمان تحت تأثیر قرار دهند؛ موضوعی که احتمالاً به ایجاد پیامدهای زنجیرهای منجر میشد.
علاوه بر این، گاهی اوج یا کمینه چرخههایی با طول زمانی متفاوت با یکدیگر همزمان میشدند و سه دوره خشک چندصدساله را در شرق مدیترانه ایجاد میکردند. جدیدترین مورد از این دورهها با فروپاشی عصر برنز متأخر همزمان بوده است.
بر اساس این مدل، دوره خشک طولانی دیگری که بیش از ۲۰۰۰ سال پیشتر رخ داده بود، حتی شدیدتر و گستردهتر از خشکسالی دوران ادیسه بوده است. با این حال، تأثیر آن احتمالاً مدتها پیش از بین رفتن حافظه جمعی از یادها پاک شده بود. برای مردمی که در آن دوره زندگی میکردند، این وضعیت احتمالاً مانند دورهای از سختی بیسابقه به نظر میرسید؛ گویی خدایان از آنان خشمگین شده بودند.
طبق مدل EC-Earth ۳.۳.۱، روند خشکشدن بالکان حدود ۳۴۰۰ سال پیش آغاز شد. تا سال ۱۱۰۰ پیش از میلاد، کاهش بارندگی در مناطق بسیار گستردهتری مشاهده میشد و تا سال ۱۰۵۰ پیش از میلاد، این منطقه سردتر نیز شده بود. خروجی مدل با دادههای بهدستآمده از منابعی مانند استالاگتیتها نیز مطابقت نزدیکی دارد؛ منابعی که در برخی موارد کاهش ۱۵ تا ۳۰ درصدی بارندگی را در این دوره نشان میدهند.
پاور گفت: «همگرایی این فرایندها، شرق مدیترانه را از یک آستانه حیاتی اقلیمی-هیدرولوژیکی عبور داد و باعث کاهش دسترسی به آب و افزایش فشار بر کشاورزی و امنیت غذایی در جوامعی شد که پیش از آن نیز آسیبپذیر بودند.»
پاور و ژانگ در مقاله خود مینویسند: «زمانی که اکوسیستمها و سامانههای کشاورزی در نزدیکی آستانههای رطوبتی فعالیت میکنند، تغییرات نسبتاً اندک در توازن میان بارش و نیاز تبخیری میتواند واکنشهای غیرخطی در پوشش گیاهی، تولید غذا و ثبات منابع ایجاد کند.»
در اشعار حماسی هومر، جادو و اسطورههای فراوانی وجود دارد و به همین دلیل، مورخان قرن نوزدهم آنها را کاملاً خیالی میدانستند؛ تا اینکه بقایای یک شهر باستانی در نزدیکی داردانل پیدا شد؛ جایی که یونانیان قرنها بعد تصور میکردند شهر تروا در آن قرار داشته است.
این شهر شواهدی از نابودی دستکم ۹باره در طول ۳۰۰۰ سال را در خود حفظ کرده است؛ از جمله یک آتشسوزی بزرگ در حدود سال ۱۱۸۰ پیش از میلاد. این تاریخ با دورهای که بسیاری از مورخان عصر طلایی یونان باستان جنگ تروا را در آن قرار میدهند، فاصله چندانی ندارد.
این رویداد همچنین با فروپاشی عصر برنز متأخر همزمان است؛ دورهای که تمدنها در یونان، مصر، سرزمین امروزی ترکیه و بالکان سقوط کردند یا دستکم با بحرانهای شدیدی مواجه شدند.
دوران تاریک یونان پس از آن تقریباً ۴۰۰ سال طول کشید و کشورهای همسایه نیز برای بازگشت به شکوه گذشته خود به قرنها زمان نیاز داشتند. تغییرات فناوری و حملات اقوامی که با عنوان «مردمان دریا» شناخته میشوند، از جمله عواملی هستند که برای این فروپاشیهای تقریباً همزمان مطرح شدهاند. مهاجمان دریایی احتمالاً در این رویدادها نقش داشتند، اما اگر چنین باشد، ظهور آنها ممکن است تا حدی تحت تأثیر شرایط اقلیمی در سرزمینهای محل زندگیشان بوده باشد.
در همین حال، نابودی محصولات کشاورزی باعث شد تمدنهایی که پیشتر بهراحتی میتوانستند از خود دفاع کنند، آسیبپذیرتر شوند.
پاور گفت: «مدیترانه یکی از نقاط داغ تغییرات اقلیمی در جهان است و پیشبینی میشود این منطقه در قرن آینده گرمتر و خشکتر شود. یافتههای ما نشان میدهد خطر خشکسالی در آینده ممکن است نهتنها به گرمایش بلندمدت ناشی از فعالیتهای انسانی، بلکه به نحوه تعامل نوسانات طبیعی در اقیانوس اطلس با این روند زمینهای نیز وابسته باشد.»
با این حال، این مقاله تأکید میکند که برای درک دقیقتر چگونگی پیشرفت این روند در آینده، به تحقیقات بیشتری نیاز است.





