مغز ما هر لحظه با حجم عظیمی از اطلاعات حسی از محیط اطراف و درون بدن بمباران میشود، اما تنها بخش کوچکی از این دادهها به آگاهی ما میرسد. این اتفاق به لطف سیستمهای عصبی پیچیدهای رخ میدهد که اطلاعات تکراری یا غیرضروری را فیلتر میکنند، تا ما بتوانیم بر موارد جدید و مهم تمرکز کنیم.
اما به نظر میرسد مادهای قدیمی که از کاکتوسها استخراج میشود، یعنی مزکالین، میتواند این فیلتر طبیعی مغز را دستکاری کند. مزکالین که هزاران سال در مراسمهای معنوی استفاده شده، با تغییر درک ما از رنگها، اشکال، زمان و حتی خودمان، اثرات توهمزایی ایجاد میکند.
مطالعهای جدید که در Neuroscience Bulletin منتشر شده، نشان میدهد مزکالین ممکن است نحوه پردازش اطلاعات حسی ورودی توسط مغز را تغییر دهد. این ماده با فعال کردن گیرندههایی که معمولاً به سروتونین پاسخ میدهند، ارتباط بین سلولهای مغزی را تحت تأثیر قرار میدهد.

نقشهبرداری از اتصالات مغزی در موشهای کنترل شده (چپ) و موشهای تحت تأثیر مزکالین (راست).
یکی از نواحی کلیدی که در این پژوهش مورد توجه قرار گرفته، مخچه است. این بخش از مغز که پیش از این بیشتر با تعادل و هماهنگی حرکات مرتبط بود، اکنون شواهدی مبنی بر دخالت آن در توجه، پردازش حسی و حافظه نیز یافته شده است. این مطالعه به بررسی این موضوع پرداخت که آیا مزکالین بر فعالیت مخچه و ارتباط آن با سایر بخشهای مغز تأثیر میگذارد یا خیر.
در این تحقیق، دانشمندان با استفاده از اسکنهای fMRI فعالیت مغزی ۲۴ موش بالغ را بررسی کردند. نیمی از موشها مزکالین دریافت کردند و نیمی دیگر محلول کنترل. نتایج نشان داد که مزکالین باعث کاهش فعالیت در بخشهایی از مخچه شد، اما همزمان ارتباط بین مخچه و سایر نواحی مغزی را تقویت کرد.
به طور خاص، ارتباط بین هستههای عمقی مخچه و هیپوکامپ (مرکز حافظه)، تالاموس (مرکز پردازش حسی)، قشر حسی پیکری (حس لامسه و بدن) و مغز میانی افزایش یافت. این تغییرات، به خصوص در ارتباط با هیپوکامپ، بسیار چشمگیر بود؛ جایی که پیش از مصرف مزکالین، ارتباط عملکردی ناچیزی با هستههای مخچه وجود داشت، اما پس از مصرف دارو، این ارتباط با هفت ناحیه از هیپوکامپ برقرار شد.
این یافتهها میتواند مکانیسمی برای درک تغییرات در آگاهی بدنی و ادراک حسی ارائه دهد. زمانی که فیلتر عادی مغز مختل میشود و اطلاعات خام حسی به نواحیای میرسند که معمولاً فقط سیگنالهای پردازش شده را دریافت میکنند، ممکن است منجر به تجربههای ادراکی متفاوتی شود.
در آزمایش دیگری، موشها در معرض بوی بادام قرار گرفتند که معمولاً برایشان جذاب است. موشهای گروه کنترل واکنش مغزی واضحی نشان دادند، اما در موشهایی که مزکالین دریافت کرده بودند، این واکنش به شدت کاهش یافت.
همچنین، آزمایشی با عنوان “prepulse inhibition” انجام شد. در این آزمایش، موشها با صداهای مکرر در فرکانسهای مختلف مواجه شدند. مشخص شد که موشها صداهای با فرکانس پایین و بالا را به خوبی فیلتر میکردند، اما در فرکانس میانی دچار مشکل شدند. این نشان میدهد که مزکالین به طور کامل عملکرد فیلترینگ مخچه را خاموش نمیکند، بلکه ممکن است دقت یا شدت کانالهای حسی مختلف را بازتنظیم کند.
پیش از این نیز، analysis of brain scans from 267 people نشان داده بود که پنج ماده روانگردان، از جمله مزکالین، اثرات مشابهی بر ارتباطات شبکههای بزرگ مغزی دارند. با این حال، مطالعه جدید به طور مشخصتری به بررسی فرآیند فیلترینگ مخچه پرداخته است.
دانشمندان تأکید میکنند که نمیتوان به طور قطع گفت که موشها تجربیات ذهنی مشابه انسانها مانند توهمات بصری را تجربه میکنند. این تحقیق بر اساس معیارهای قابل اندازهگیری مانند فعالیت مغزی و پاسخهای رفتاری انجام شده است.
با این حال، این یافتهها نشان میدهند که مزکالین فعالیت مخچه، ارتباطات مغزی و پاسخ به محرکهای خاص را تغییر میدهد. اینکه آیا این تغییرات در انسانها نیز رخ میدهد و آیا مستقیماً مسئول اثرات توهمزایی مزکالین است، هنوز مشخص نیست.
نتایج این پژوهش در مجله Neuroscience Bulletin گزارش شده است.





