تاریخ همیشه آنگونه که پیروزمندان مینویسند، نیست. گاهی اوقات، وقایع و دودمانهایی که به مذاق حاکمان جدید خوش نمیآیند، یا از سر عمد یا سهو، از میان صفحات تاریخ محو میشوند.
به تازگی، کشف سه پادشاه ناشناخته آشوری، که برای بیش از یک قرن از قلم افتاده بودند، پرده از بخشی تاریکتر و خونینتر از تاریخ این امپراتوری کهن برداشته است. این یافتهها، که در مطالعهای بر روی لوحهای گلی باستانی منتشر شده، تصورات پیشین از خط سیر پادشاهان آشوری را دگرگون کرده است.
این سه پادشاه ناشناخته، که در دوره نئو-آشوری (حدود ۱۰۰۰ تا ۶۰۹ پیش از میلاد) حکومت کردهاند، در پایتخت باستانی آشور تاجگذاری کردهاند. نکته جالب توجه این است که هر سه، تنها کمتر از دو سال سلطنت کرده و سپس سرنگون شدهاند، گویی که تاریخ به عمد تلاش کرده ردپای آنها را پاک کند.
نخستین پادشاه کشف شده، تیگلات-پیلسر است که بین سالهای ۷۶۳ تا ۷۶۲ پیش از میلاد حکومت کرد. شواهد این کشف، از یک لوح گلی که بیش از ۱۲۵ سال پیش در نینوا کشف و به اشتباه به تیگلات-پیلسر سوم نسبت داده شده بود، به دست آمده است. این لوح، سندی از اعطای زمین سلطنتی را ثبت کرده است.

به نظر میرسد این دوره، زمان شورشها و ناآرامیها بوده است. شواهدی از یک شورش، همراه با طاعون و یک خسوف نامیمون، نشان میدهد که تیگلات-پیلسر احتمالاً علیه برادرزاده خود، آشور-دان سوم، که بر تخت «رسمی» نشسته بود، شورش کرده و همزمان حکومت کرده است.
دومین پادشاه تازه کشف شده، شالمانسر است که بین سالهای ۷۴۷ تا ۷۴۵ پیش از میلاد قدرت را در دست داشت. محققان پس از شناسایی اولین پادشاه، شواهد دیگری از جمله یک کتیبه سنگی بحثبرانگیز را که در سال ۱۸۹۴ کشف شده بود، مورد بررسی مجدد قرار دادند. نام شالمانسر در این کتیبه وجود دارد، اما با نام جانشین او، تیگلات-پیلسر سوم، پوشانده شده است.

دوره کوتاه و پرآشوب سلطنت این شالمانسر، با درگیریهای سیاسی، شورش اشراف و حملات قبایل مهاجم، قابل توجیه است. احتمالاً به دلیل نزدیکی زمانی حکومتها و تداخل نامهای سلطنتی، مورخان بعدی در ثبت وقایع دچار سردرگمی شدهاند.
سومین پادشاه، آشور-اوبالیت است که بین سالهای ۹۱۳ تا ۹۱۲ پیش از میلاد به طور خلاصه حکومت کرد و سپس سرنگون، آثارش مخدوش و از تاریخ حذف شد. یک لوح، چگونگی تأمین نقره توسط او برای مرمت یک جام نوشیدنی را توصیف میکند، شاید به مناسبت شکوفایی امپراتوری آشور.

این یافتهها نشان میدهد که تاریخ نئو-آشوری به آن نظم و آرامی که در «فهرست پادشاهان آشوری» فهرست پادشاهان آشوری ثبت شده، نبوده است. این فهرست، که توسط خود آشوریان از منابع تاریخیشان تدوین شده، جانشینیهای منظم و بدون خونریزی را ترسیم میکند.
همانطور که اکارت فرام، یکی از پژوهشگران، میگوید میکند، «فهرست پادشاهان آشوری، نسخهای آرمانی از پادشاهی آشوری را ارائه میدهد که در آن تمام ناآرامیها و بیثباتیها اساساً از سوابق پاک شدهاند.»

این تحقیقات نشان میدهد که تاریخ آشوری، آنقدرها هم که در فهرستهای رسمی پادشاهان فهرست پادشاهان آشوری آمده، آرام و منظم نبوده است. این فهرستها، که توسط خود آشوریان از منابع تاریخیشان تدوین شده، جانشینیهای منظم و بدون خونریزی را ترسیم میکنند.
این پژوهش که در مجله مطالعات خط میخی منتشر شده، نشان میدهد که تاریخ نئو-آشوری آنقدرها هم که در فهرستهای رسمی پادشاهان فهرست پادشاهان آشوری آمده، آرام و منظم نبوده است. این فهرستها، که توسط خود آشوریان از منابع تاریخیشان تدوین شده، جانشینیهای منظم و بدون خونریزی را ترسیم میکنند.
در نهایت، این کشفیات به ماهیت چرخهای تاریخ اشاره دارد. فرام نتیجهگیری میکند که نتیجه تمام این وقایع – از همهگیریها و تغییرات اقلیمی گرفته تا بحرانهای جانشینی، کسوف و ظهور طبقه جدیدی از الیگارشها – نه فروپاشی سیاسی، بلکه تبدیل آشور به یک امپراتوری شکاری در ابعادی بیسابقه بود؛ سناریویی که به طرق مختلف با رویدادهای جهانی امروز ما طنینانداز میشود.





