در سال ۱۹۹۰، یک معلم کلاس سوم ابتدایی در ایندیانا به نام جوآن گوبل سؤالی ساده از ناسا پرسید: دانشآموزان کلاس او درباره یک «درخت ماه» در نزدیکی محل زندگیشان شنیده بودند و میخواستند بدانند آیا واقعاً وجود دارد یا نه. این ایمیل به دست دیو ویلیامز، دانشمند علوم سیارهای در مرکز پروازهای فضایی گادرد ناسا، رسید؛ اما او اصلاً نمیدانست منظور معلم چیست. خودش بعدها گفت: «گفتم اصلاً تا آن زمان چیزی درباره این درختها نشنیده بودم!» او در سراسر مرکز تحقیقاتی پرسوجو کرد و سراغ کارکنان قدیمیای رفت که در برنامه آپولو فعالیت داشتند، اما هیچکدام اطلاعاتی نداشتند.
چیزی که دانشآموزان جوآن گوبل پیدا کرده بودند، واقعاً وجود داشت؛ فقط مستندات مناسبی درباره آن وجود نداشت. در سال ۱۹۷۱، استوارت روزا، فضانورد مأموریت آپولو ۱۴، حدود ۵۰۰ بذر درخت را در وسایل شخصی خود به مدار ماه برد. این بذرها پس از بازگشت به زمین جوانه زدند و در محوطه مدارس، ساختمانهای دولتی و پارکهای سراسر آمریکا کاشته شدند. اما تقریباً هیچکس فهرست دقیقی از محل کاشت آنها تهیه نکرد. سه دهه بعد، یک دانشمند کنجکاو ناسا مجبور شد کاری را انجام دهد که در ابتدا انجام نشده بود: ثبت سرنوشت این درختها، یکی پس از دیگری.
فضانوردی که زمانی با آتشسوزیهای جنگلی مبارزه میکرد
رابطه استوارت روزا با داستان درختها در ابتدا عجیب به نظر میرسد، تا زمانی که بدانیم او پیش از فضانورد شدن چه کاری انجام میداد. در اوایل دهه ۱۹۵۰، سالها پیش از پیوستن به گروه فضانوردان ناسا یا پرواز با جنگندههای نیروی هوایی، او بهعنوان آتشنشان چترباز در سازمان جنگلداری آمریکا فعالیت میکرد و برای مقابله با آتشسوزیهای جنگلی در شمالغربی اقیانوس آرام و کالیفرنیا با چتر در مناطق حادثهدیده فرود میآمد.
هنگامی که ناسا او را بهعنوان خلبان ماژول فرماندهی مأموریت آپولو ۱۴ انتخاب کرد، فضانوردی که قرار بود بهتنهایی در مدار ماه باقی بماند در حالی که آلن شپرد و ادگار میچل روی سطح ماه قدم میزدند، رئیس سازمان جنگلداری آمریکا، اد کلیف، به دلیل سابقه مشترک آنها با او تماس گرفت.
یک متخصص ژنتیک در سازمان جنگلداری به نام استن کروگمن محموله اصلی را آماده کرد: بذر پنج گونه درخت شامل کاج لوبلولی، چنار آمریکایی، درخت شیرینصمغ، سکویا و صنوبر داگلاس. بذرها دستهبندی و شناسایی شدند و داخل یک محفظه فلزی کوچک قرار گرفتند که در وسایل شخصی روزا قرار داشت.
در ۵ فوریه ۱۹۷۱، روزا این بذرها را با خود به مدار ماه برد و به زمین بازگرداند، در حالی که همکارانش روی سطح ماه مشغول جمعآوری نمونههای سنگی بودند. این یک مأموریت موازی عجیب بود: دو فضانورد روی زمین تاریخسازی میکردند و خلبان آنها در سکوت چندصد بذر کاج و چنار را به دور جهانی میگرداند که هیچ درختی در آن رشد نکرده بود.
بذرهایی که نزدیک بود در اتاق قرنطینه از بین بروند
بذرها تقریباً سفر خود را سالم به پایان نرساندند. پس از رسیدن محفظه به تأسیسات قرنطینه و ضدعفونی در هیوستون، کیسه حاوی بذرها پاره شد و بذرها در اتاق پراکنده شدند و مستقیماً در معرض خلأ قرار گرفتند.
مدتی هیچکس در سازمان جنگلداری نمیدانست که آیا بذرها هنوز قابلیت جوانهزنی دارند یا خیر. حتی روایتهای رسمی ناسا نیز درباره تعداد دقیق بذرهای اولیه کاملاً یکسان نیستند. برخی منابع تعداد آنها را حدود ۵۰۰ بذر اعلام میکنند؛ رقمی که در روایتهای عمومی جا افتاده و در این عنوان نیز به آن اشاره شده است. برخی منابع دیگر میگویند کروگمن در ابتدا با نزدیک به دو هزار بذر کار کرده و سپس آنها را دستهبندی و غربال کرده است.
اما این ابهام خیلی طول نکشید. نهالستانهای سازمان جنگلداری در میسیسیپی و کالیفرنیا تصمیم گرفتند بذرها را بکارند و تقریباً همه آنها بهطور عادی جوانه زدند. این نهالها هیچ تفاوت آشکاری با درختانی نداشتند که از بذرهای معمولی رشد کرده بودند؛ بذرهایی که هرگز حتی از آزمایشگاه هیوستون خارج نشده بودند، چه رسد به اینکه به ماه سفر کرده باشند.
تا اواسط دهه ۱۹۷۰، چند صد نهال آماده انتقال از نهالستانها بودند.
درختهایی که همهجا کاشته شدند، اما هیچکس آنها را ثبت نکرد
این نهالها عمدتاً در سالهای ۱۹۷۵ و ۱۹۷۶ و همزمان با جشن دویستمین سالگرد استقلال آمریکا در نقاط مختلف کاشته شدند: محوطه ساختمانهای دولتی، دانشگاهها، مکانهای تاریخی، مدارس و حتی چند نقطه خارج از آمریکا.
یکی از درختان ماه در نزدیکی کاخ سفید رشد میکند. درخت دیگری در میدان واشنگتن فیلادلفیا، چند خیابان دورتر از تالار استقلال، قرار دارد و دهها درخت دیگر از میسیسیپی تا اورگن پراکنده شدهاند.
اما چیزی که هرگز ایجاد نشد، یک فهرست مرکزی و دقیق بود.
ایالتها و شهرها درختهای چنار و کاج خود را همراه با پلاکهای یادبود کوچک میکاشتند و گاهی نیز مراسمی محلی برگزار میکردند، اما پس از آن همهچیز به فراموشی سپرده میشد. حتی ناسا نیز فهرست جامعی از آدرس این درختها نگه نداشت.
دههها گذشت. پلاکها در اثر شرایط جوی از بین رفتند، حصارها تعویض شدند و کارکنان تغییر کردند. در بسیاری از شهرها، درخت ماه دیگر فقط یک درخت معمولی و بزرگ بود؛ درختی که تاریخ واقعی آن را تقریباً همه فراموش کرده بودند، بهجز شاید یک باغبان یا مسئول قدیمی محوطه.
ایمیلی که جستوجوی درختان ماه را آغاز کرد
این همان خلأیی بود که دانشآموزان کلاس سوم جوآن گوبل بهطور اتفاقی در سال ۱۹۹۰ به آن اشاره کردند و دیو ویلیامز تصمیم گرفت آن را برطرف کند.
او در پایین یک صفحه کوچک در وبسایت ناسا که اطلاعات جمعآوریشده درباره این پروژه را توضیح میداد، نوشت: «اگر درخت ماهی در نزدیکی خود میشناسید، چون هیچ سابقهای از محل کاشت آنها نگهداری نشده است، برای من ایمیل بفرستید و اطلاع دهید.»
او بعدها گفت: «و بعد ایمیلها شروع شدند!»
ایمیلها سالها یکی پس از دیگری ادامه داشتند. یک محیطبان وجود درختی را در یک جنگل ایالتی تأیید میکرد. یک بایگان دانشگاهی بریده روزنامهای قدیمی درباره کاشت یک درخت در محوطه دانشگاه پیدا میکرد. فردی متوجه میشد چنار بزرگی که در کنار خانهاش قرار دارد، یک پلاک برنجی کوچک دارد که زیر پیچکها تقریباً مدفون شده است.
فهرست ویلیامز که کاملاً بر اساس همین خاطرات و گزارشهای مردم شکل گرفته بود، تا سال ۲۰۱۹ وجود بیش از ۸۰ درخت ماه زنده را تأیید کرده بود و طبق گفته خودش، همچنان با رسیدن اطلاعات جدید به این فهرست اضافه میکرد.
استوارت روزا در سال ۱۹۹۴ درگذشت، اما جستوجوی درختهایی که با خود به ماه برده بود، به شکلی نمادین پس از مرگ او ادامه پیدا کرد. شاید این موضوع برای یک آتشنشان چترباز سابق مناسب باشد؛ کسی که تمام دوران کاریاش را صرف پیدا کردن چیزهای پنهان در دل طبیعت میکرد، پیش از آنکه برای همیشه ناپدید شوند.
پسر او، جک روزا، نیز سالها در مراسم کاشت و معرفی درختان ماه شرکت کرده و خودش به دنبال نهالهایی بوده که پدرش به ماه برده بود. او هنوز خاطره روز پرتاب آپولو ۱۴ را به یاد دارد و میگوید آن روز احساسی را تجربه کرده که هیچگاه در زندگیاش مانند آن را نداشته است.
نسل جدید درختان ماه؛ این بار با یک فهرست کامل
داستان با آپولو پایان نیافت.
در سال ۲۰۲۲، ناسا بیش از ۲۰۰۰ بذر و نهال درخت را در مأموریت بدون سرنشین آرتمیس ۱ به دور ماه برد. این بار ناسا فهرست آنها را ثبت کرد.
این نهالها تاکنون در بیش از ۲۳۶ مکان ثبتشده در سراسر آمریکا کاشته شدهاند و دانشگاهها، مدارس و موزهها نیز برنامههای آموزشی و باشگاههای مرتبط با درختان ماه راهاندازی کردهاند.
در واقع، این تقریباً همان برنامهای است که ۵۰ سال قبل اجرا شد، اما این بار یک تفاوت مهم وجود داشت: کسی بالاخره به یاد آورد آدرس محل کاشت درختها را ثبت کند.
شاید چیزی که بیش از خود بذرها یا حتی ماه در این داستان جالب باشد، فاصله بیش از ۵۰ سالهای است که در میان آن قرار دارد؛ دهههایی که در آن یک واقعیت کاملاً شگفتانگیز در برابر چشم هزاران نفر وجود داشت، اما حتی نهادی که آن را ایجاد کرده بود نیز آن را فراموش کرده بود.
تا اینکه یک سؤال ساده از سوی یک معلم و کنجکاوی یک دانشمند باعث شد این تاریخ فراموششده دوباره، درخت به درخت و ایمیل به ایمیل، ثبت و بازسازی شود.




