پدیده شفق قطبی که با نامهای نور شمالگان و جنوبگان نیز شناخته میشود، میتواند اشکال بسیار متنوعی به خود بگیرد. این پدیده شگفتانگیز در جریان یک نمایش خیرهکننده میتواند از یک درخشش محو تا پرت باندهایی که به سوی آسمان تیر میکشند یا حتی چرخدندههای مارپیچی تغییر شکل دهد. برای علاقهمندان به رصد آسمان، دریافت بهموقع اطلاعات اهمیت زیادی دارد؛ زیرا خبرنامه رایگان روزانه به شمار میرود.
درخششهای محو
یک درخشش محو در افق از آن دسته فرمهای شفق قطبی است که معمولاً افراد زیادی آن را نادیده میگیرند. اگر چشمان شما هنوز به تاریکی عادت نکرده باشد یا در منطقهای دور از آلودگی نوری نباشید، ممکن است این پدیده را کاملاً از دست بدهید. این درخشش کمفروغ در آسمان دوردست، گاهی با آلودگی نوری شهرهای دورافتاده اشتباه گرفته میشود.
با این حال، درخشش محو احتمالاً رایجترین نوع شفق قطبی است که معمولاً هنگام پایین بودن فعالیتهای ژئومغناطیسی یا در آغاز و پایان طوفانها دیده میشود. دوربینها بسیار سریعتر از چشم انسان قادر به ثبت آن هستند. این پدیده زمانی رخ میدهد که الکترونهای پرانرژی پیش از برخورد با ذرات جوی به طور گستردهای پراکنده شوند.

کمانها
کمانهای شفق قطبی میتوانند مرحله بعدی و پیشرفتهتری از فعالیت این پدیده باشند که در آسمان مشاهده میشود. این کمانها ممکن است هموار و دارای قوسهای ملایم باشند یا شبیه به خطوط قلممو در حال کشیده شدن به سمت بالا به نظر برسند. گاهی نیز این کمانها همچون نوارهای مواجی که در آسمان سوسو میزنند، دیده میشوند.
این فرم از شفق قطبی زمانی به وقوع میپیوندد که ذرات باردار در امتداد خطوط میدان مغناطیسی جریان پیدا میکنند و نواری متمرکز از نور را در عرض جغرافیایی خاصی به وجود میآورند.

پرتوها
هنگامی که سطح فعالیتهای جوی شدت مییابد، احتمال دارد پرتوها یا همان رگههای عمودی نور را مشاهده کنید که به سمت بالا تیر میکشند. شما میتوانید شاهد یک پرتو منفرد باشید که از میان یک درخشش محو سر برآورده است، یا آسمانی را ببینید که کاملاً با این پرتوها پوشیده شده است.
این ستونهای موازی نور زمانی شکل میگیرند که ذرات ورودی زمین، مسیر خطوط منفرد میدان مغناطیسی را دنبال میکنند.

پردهها و دراپهها
شکل پردهای و دراپه مانند شفق قطبی از جذابترین و عکاسانهترین مناظر آسمان شب است. این شکل میتواند شبیه به یک ملحفه مواج یا روبنده ای درخشان به نظر برسد که در حال نوسان است و جلوهای سهبعدی به خود میگیرد.
این ساختارها در واقع همان کمانهای شفق قطبی هستند که به شکل خطوط موازی در کنار یکدیگر فشرده شدهاند و جریانهای الکتریکی نقش مهمی در شکلگیری آنها ایفا میکنند.

مارپیچها و گردابها
در مواقعی که فعالیتهای شفق قطبی به شدت افزایش مییابد، این پدیده به شکلهای منحصربهفردی همچون مارپیچها و گردابهای پیچیده درمیآید. این نوع از شکلگیری معمولاً در طول طوفانهای ژئومغناطیسی بسیار قوی یا در نزدیکی قطبها قابل مشاهده است.
زمانی که چنین مناظری را تماشا میکنید، در حقیقت شاهد حرکات آشفته و برشی پلاسماهای خورشیدی هستید که به وسیله خطوط میدان مغناطیسی زمین هدایت میشوند.

تاجهای شفق قطبی
اگر شبی بسیار استثنایی را تجربه کنید، ممکن است شفق قطبی تا عرضهای جغرافیایی بسیار پایینتر امتداد یابد و آن را درست بالای سر خود تماشا کنید. وقتی این نورها از افق تا افق آسمان را در بر میگیرند و مستقیماً بالای سر دیده میشوند، تاج یا کورونا نامیده میشوند.

بررسی فرمهای مختلف شفق قطبی نشان میدهد که این پدیده چهرههای گوناگونی دارد؛ از درخششهای ملایم و محو که نشاندهنده فعالیتهای آرام مغناطیسی هستند تا توفانهای پرقدرتی که پرتوها و تاجهای خیرهکننده را در آسمان رقم میزنند.
