آیا تا به حال پیش آمده که کلمهای آشنا، چهرهای آشنا یا حتی نام خودتان ناگهان بیگانه و غریب به نظر برسد؟ این احساس عجیب، که برخلاف پدیده آشنای «دژا وو» (تجربه تکرار خاطرات) است، «ژامِهوو» نام دارد و دانشمندان در حال کشف ریشههای آن هستند.
تصور کنید نام خود را بارها و بارها روی کاغذ بنویسید. در نقطهای از این تکرار، ممکن است احساس کنید که حروف دیگر معنای خود را از دست دادهاند و نامتان دیگر متعلق به خودتان نیست. این همان «ژامِهوو» است؛ تجربهای که در آن چیزی آشنا به طور ناگهانی غیرواقعی یا بیگانه به نظر میرسد، حتی اگر بدانید که اینطور نیست.
این پدیده میتواند به شکلهای مختلفی خود را نشان دهد. نوازندگان ممکن است در قطعهای که بارها نواختهاند، جای خود را گم کنند یا افراد با خیره شدن به یک چهره آشنا، ناگهان آن را نشناسند.

دکتر آکیرا اوکانر، عصبشناس برجسته، حتی این تجربه را هنگام رانندگی داشته است؛ پدالها و فرمان خودرو برای لحظهای احساس بیگانگی پیدا کردهاند. برخلاف «دژا وو» که بیشتر مردم تجربه میکنند آن را تجربه میکنند، «ژامِهوو» نادرتر است و کمتر درباره آن صحبت میشود.
تیمی از محققان، از جمله آکیرا اوکانر و کریس مولن، در سال ۲۰۲۳ روشی برای ایجاد «ژامِهوو» در آزمایشگاه ابداع کردند که به خاطر آن جایزه ایگ نوبل را دریافت کردند را دریافت کردند. این روش به طرز شگفتانگیزی ساده بود.
در این آزمایش، از شرکتکنندگان خواسته شد تا یک کلمه را بارها و بارها بنویسند. حدود ۷۰ درصد از آنها پس از مدتی احساس کردند که کلمه دیگر معنای خود را از دست داده یا بیگانه شده است. حتی با کلمهای ساده مانند «the» (در زبان انگلیسی)، این اتفاق برای ۵۵ درصد از افراد رخ داد.
یکی از شرکتکنندگان در توصیف این حس گفت: «هنگام نوشتن در امتحانات، کلمهای را درست مینویسم، اما مدام به آن نگاه میکنم چون شک میکنم که شاید اشتباه باشد.»
توضیح رایج برای این پدیده، «اشباع» (satiation) است. این نظریه میگوید که مغز با تمرکز بیش از حد و تکراری بر روی یک کلمه، چهره یا شیء، دچار اضافه بار شده و درک آن را موقتاً از دست میدهد.
جالب اینجاست که این ایده قدیمی، در سال ۱۹۰۷ توسط روانشناسی به نام مارگارت فلو واشبرن و دانشجوی او، الیزابت سورنس، کشف شده بود. آنها دریافتند که به یک کلمه چاپی حدود سه دقیقه خیره شوید، آن کلمه شروع به از هم گسیختن میکند.
یک مقاله ۲۰۲۴ در Communications Biology در سال ۲۰۲۴ این نظریه را به چالش کشید. محققان با استفاده از یک مدل یادگیری عمیق که شباهتهایی به قشر بینایی مغز داشت، دریافتند که حتی بدون درک معنا، تکرار الگوهای بصری میتواند منجر به کاهش توانایی تشخیص آنها شود. این یافته نشان میدهد که «ژامِهوو» ممکن است ریشه در پردازشهای بصری سطح پایین داشته باشد، نه صرفاً اختلال در سیستم معنایی مغز.
همچنین، تحقیقات نشان داده است که مطالعه ۲۰۲۳، افراد مسنتر نسبت به جوانان کمتر مستعد این پدیده هستند.
«ژامِهوو» میتواند جنبه تاریکتری نیز داشته باشد. در افراد مبتلا به صرع لوب گیجگاهی، این احساس میتواند به صورت بخشی از حمله صرع ظاهر شود.
از سوی دیگر، «اشباع» ممکن است در اختلال وسواس فکری-عملی (OCD) نقش داشته باشد. بررسی مکرر یک شیء آشنا، مانند در قفل شده، میتواند اثر اشباع را ایجاد کند و باعث شود فرد بارها و بارها آن را بررسی کند.
دانشمندان هنوز در حال بررسی ابعاد مختلف این پدیده هستند و ارتباط دقیق بین «اشباع»، «ژامِهوو» و تأثیر آن بر افراد نیازمند بررسی بیشتر است.
بنابراین، دفعه بعد که نام خودتان یا کلمهای آشنا برایتان بیگانه به نظر رسید، بدانید که دچار توهم نشدهاید؛ بلکه در حال مشاهده یکی از شگفتیهای مغز خود هستید که دانشمندان هنوز در تلاشند تا آن را به طور کامل توضیح دهند.




