هورمون اکسیتوسین که به “هورمون عشق” معروف است، معمولاً با پیوندها و احساسات مثبت مرتبط میشود. اما تحقیقات جدید نشان میدهد که سلولهای عصبی حساس به این هورمون در مغز، ممکن است نقش مهمی در درک پایان خطر نیز ایفا کنند.
این یافتهها که در یک مرور علمی در سال ۲۰۲۴ منتشر شده است، به منطقه پاراوتال تالاموس (PVT) در مغز اشاره دارد. این ناحیه ممکن است محل تلاقی رفتار اجتماعی و فرآیند یادگیری پایان ترس باشد. این کشف میتواند سرنخهایی درباره اختلالات رفتاری مانند اوتیسم و اضطراب ارائه دهد.
دانشمندان ژاپنی با مطالعه موشهای نر، سلولهای عصبی حساس به اکسیتوسین را در ناحیه PVT مورد بررسی قرار دادند. این ناحیه در تنظیم استرس، انگیزه و رفتارهای عاطفی نقش دارد.
محققان با دستکاری این سلولهای عصبی، اثرات آنها را بر رفتار اجتماعی و فرآیند یادگیری پایان ترس در موشها مشاهده کردند. زمانی که این سلولها سرکوب شدند، موشها علاقه کمتری به تعامل با حیوانات ناآشنا نشان دادند.

جالب اینجاست که فعال کردن همین سلولها، باعث افزایش رفتار اجتماعی در موشها نشد. این موضوع نشان میدهد که این سلولها برای رفتار اجتماعی طبیعی ضروری هستند، اما صرفاً تحریک آنها برای افزایش تمایل اجتماعی کافی نیست.
در مرحله بعدی، تأثیر این سلولها بر فرآیند یادگیری پایان ترس مورد بررسی قرار گرفت. موشها ابتدا یاد گرفتند که یک محیط خاص را با شوک الکتریکی خفیف مرتبط کنند.
پس از آن، موشها چندین بار بدون دریافت شوک در همان محیط قرار گرفتند. سرکوب سلولهای عصبی حساس به اکسیتوسین، مانع از شکلگیری خاطره ترس اولیه نشد.
اما موشها همچنان در محیطی که دیگر خطرناک نبود، از ترس یخ میزدند و بیحرکت میماندند. این نشاندهنده دشواری در یادگیری این موضوع بود که خطر برطرف شده است.
فعال کردن این سلولها نتایج متفاوتی به همراه داشت. موشها در مراحل اولیه یادگیری پایان ترس، کمتر از خود ترس نشان دادند، اما این اثر در روزهای بعد پایدار نماند.

تحقیقات همچنین نشان داده است که تأثیر اکسیتوسین به محل قرارگیری این سلولهای عصبی در مغز بستگی دارد. دستکاری سلولهای مشابه در سایر نواحی مغز، تغییری در رفتار اجتماعی موشها ایجاد نکرد.
این یافتهها با مطالعات قبلی مطابقت دارد که نشان میدهند اکسیتوسین بسته به زمینه و مدارهای مغزی درگیر، میتواند باعث نزدیکی اجتماعی یا اجتناب از آن شود.
تیم تحقیق همچنین به دنبال ارتباط احتمالی بین اکسیتوسین، تالاموس و ویژگیهای اجتماعی در انسانها بود.
آنها دادههای مربوط به ۳۰ نوجوان ژاپنی را تجزیه و تحلیل کردند که شامل ۱۹ نفر با اختلال طیف اوتیسم و ۱۱ فرد با رشد معمول بود. سطوح اکسیتوسین بزاق با اندازهگیریهای MRI تالاموس و ارزیابی صفات مرتبط با اوتیسم مقایسه شد.
محققان ارتباطاتی بین سطوح اکسیتوسین، ویژگیهای تالاموس و برخی معیارهای رفتاری یافتند. با این حال، این تحلیل کوچک و اکتشافی بود و اکسیتوسین بزاق ممکن است فعالیت هورمون در مغز را به طور کامل منعکس نکند.
آزمایشهای حیوانی نیز محدودیتهایی دارند؛ عمدتاً موشهای نر مطالعه شدند و فعالسازی مصنوعی سلولهای عصبی حامل گیرندههای اکسیتوسین، انتشار طبیعی هورمون در مغز را بازتولید نمیکند.
بنابراین، این یافتهها هنوز به طور قطعی نشان نمیدهند که اکسیتوسین آزاد شده به طور طبیعی رفتار اجتماعی یا یادگیری پایان ترس را مستقیماً کنترل میکند.
اگر تحقیقات آینده این سیستم را در انسانها تأیید کند، میتواند به دانشمندان در درک بهتر شرایطی که با مشکلات رفتاری اجتماعی یا تنظیم ترس همراه هستند، مانند اوتیسم و اختلالات اضطرابی، کمک کند.
در حال حاضر، این یافتهها نشان میدهند که تأثیر اکسیتوسین به محل و زمان دقیق اثر آن در مغز بستگی دارد و میتواند هم رفتار اجتماعی و هم توانایی تشخیص پایان خطر را شکل دهد.




